24 آبان 1398

اشخاص ذینفع برای درخواست اصلاح رأی

اشخاص ذینفع برای درخواست اصلاح رأی

کلمات کلیدی:

مرجع صدور:     شعبه 10 دیوانعالی کشور

چکیده: در دعوای حجر، همچون دعاوی دیگر، تنها اشخاصی که در دعوا دخالت داشته‌اند، می‌توانند اصلاح رأی را درخواست کنند و شخص ثالث نمی‌تواند چنین درخواستی کند.

 

مستندات         ماده 309 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی

تاریخ رای نهایی: 1393/07/27    شماره رای نهایی: 9309970907000461

خلاصه جریان پرونده

حسب اوراق و محتویات پرونده کلاسه 9101678 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی تایباد به‌موجب دادنامه شماره 70001186 مورخ 18/11/88 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی تایباد در پرونده کلاسه 11881048 به پیشنهاد دایره سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب تایباد حکم حجر آقای ع. به سفاهت از تاریخ 16/3/88 صادر گردیده متعاقب این رأی در پرونده کلاسه 101061 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی مشهد با درخواست سرپرستی دادگستری مشهد طی دادنامه شماره 101042-31/6/89 حکم حجر نامبرده از تاریخ 1/1/84 صادر شده است پس از صدور آراء صادره آقای م.گ. و آقای ب.ح. طی دادخواستی به طرفیت آقای ع. با قیمومت آقای د.ع. و در دادخواست دیگری دایره سرپرستی دادگستری مشهد به خواسته اعتراض ثالث تقاضای اصلاح رأی شماره 8910104-31/6/89 شعبه اول دادگاه حقوقی مشهد را تقدیم شعبه اول دادگاه حقوقی مشهد دادگاه صادرکننده دادنامه 001042-89 از تاریخ 1/1/84 مذکور در دادنامه مذکور در دادنامه اصلی به 31/6/89 تقدیم دادگاه نموده این دادگاه طی دادنامه شماره 101986-28/10/91 ضمن استدلال منعکس در رأی قرار رد دعوی معترضین ثالث را صادر می‌نماید پس از طی این مراحل آقای م.س. فرزند ع. با وکالت آقای ه.د. دادخواستی تحت عنوان اعتراض ثالث به طرفیت خانم 1-ن. فرزند ع. 2- اداره سرپرستی امور محجورین تایباد به خواسته اصلاح تاریخ حجر آقای ع. از تاریخ 16/3/88 به تاریخ 1/1/84 تقدیم دادگاه نموده در شرح دادخواست این‌طور توضیح می‌دهد: خوانده ردیف اول خواهر موکل است که متقاضی حکم حجر آقای ع. پدرش در دادسرای عمومی تایباد بوده حجر مشارالیه در دادگاه حقوقی تایباد از تاریخ 16/3/88 به استناد نظریه پزشکی قانونی تایباد که اعلام داشته بیماری اختلال شناختی (دمانس) حداقل از تاریخ معاینه توسط پزشک معالج از 16/3/88 در وی مستقر بود تاریخ حجر را دادگاه از همین تاریخ اعلام نمود 2- با توجه به عدم تعیین دقیق تاریخ حجر توسط اداره پزشکی قانونی تایباد پس از پیگیری‌های لازم توسط خوانده از پزشکی قانونی و کمیسیون پزشکی مشهد و با توجه به اینکه در آن مقطع آقای ع. در مشهد زندگی می‌کردند مجدداً درخواست حجر او از دادسرای مشهد به شعبه اول دادگاه حقوقی مشهد ارائه و منتهی به صدور دادنامه شماره مورخه 31/6/89 شده و تاریخ حجر 1/1/84 اعلام گردیده است 3- با توجه به اینکه قبلاً حکم حجر از دادگاه تایباد صادر شده و خوانده بدون توجه به این موضوع که برای اصلاح تاریخ حجر باید از طریق شعبه اول دادگاه تایباد اقدام نماید نهایتاً به‌موجب پرونده کلاسه 911591 این امر مورد اعتراض واقع شده و پس از اطلاع از این امر شعبه اول دادگاه مشهد طی صدور حکم در مورخه 28/10/91 رأی صادره قبلی خود (31/6/89) را فسخ می‌نماید نظر به اینکه نظر پزشکی قانونی تایباد که اعلام داشته حداقل از تاریخ معاینه دارای سفاهت می‌باشد با نظر پزشکی مشهد کمیسیون بهزیستی (مستند شماره 6) ابتدای بیماری مشارالیه از سال 78 که در 4 سال اخیر شدید شده اعلام نموده در نهایت نظریه پزشکی قانونی خراسان رضوی (مستند شماره 8) تاریخ سفاهت نامبرده را حداقل از سال 84 اعلام نموده است لذا تقاضای اصلاح تاریخ حجر از تاریخ 1/1/84 دارم وکیل خواهان در جلسه 18/9/92 به مضمون شرح خواسته در دادخواست مطالبی عنوان نموده دادگاه پس از استعلام از پزشکی قانونی تایباد و ملاحظه پرونده استنادی و ملاحظه تصویر نظریه ص/200/3595 – 16/1/88 اداره کل پزشکی قانونی خراسان رضوی مبنی بر نامبرده مبتلا به اختلال شناختی (دمانس) که معادل سفاهت است و قادر به اداره امور خود نیست حداقل از تاریخ معاینه پزشک معالج 16/3/88 در نامبرده مستقر بوده است ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 001417-18/10/92 با این استدلال اولاً در هر دو پرونده شعبه اول دادگاه حقوقی تایباد و شعبه اول دادگاه حقوقی مشهد معاینه پزشکی قانونی مبنای صدور حکم بوده و کمیسیون پزشکی قانونی تشکیل نشده است ثانیاً گواهی پزشکی قانونی صادره در پرونده این شعبه که مبنای صدور حکم بوده مبتنی بر مراجعه مستمر مرحوم ع. (محجور) بوده است فلذا اطمینان بیشتری فراهم می‌آورد ثالثاً براساس پرونده کلاسه 900389 سرپرستی در تاریخ 19/8/88 تقاضای تعیین امین شده است و در تاریخ 23/10/88 محجور در دادگاه حاضر شده و پاسخ وی به سؤالات چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد به علاوه بر اساس مستندات پرونده موصوف چک‌های صادره از ناحیه محجور به تاریخ 1/3/88، 1/2/88، 16/1/88، 1/8/88، 18/12/88 مورد پذیرش وراث قرار گرفته و تقاضای پرداخت آن از محل اموال محجور نموده‌اند علیهذا دعوی فاقد وجاهت قانونی و حکم دادگاه بر واقعیات به نظر می‌رسد مستنداً به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 1257 قانون مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر می‌نماید این رأی از سوی خواهان مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفته پرونده به شعبه 21 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی ارجاع به کلاسه 00157 ثبت شده این شعبه طی دادنامه شماره 900376-24/2/93 با این استدلال که اختیار به عمل آمده از سوی دادگاه در جلسه 23/10/88 به‌گونه‌ای است که از پاسخ‌های داده شده نمی‌توان تاریخ حجر را به قبل از تاریخ تعیین شده سرایت داد و اصل بر صحت و سلامت روحی و روانی افراد است اثبات خلاف به ادله کافی نیاز دارد لذا با رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظر خواسته را تأیید می‌نماید این رأی در تاریخ 7/3/93 به خواهان ابلاغ و در تاریخ 28/3/93 از رأی صادره فرجام‌خواهی نموده از فرجام‌خوانده لایحه‌ای مشاهده نشده عمده مطالب مطرح شده از سوی وکیل فرجام‌خواه به مضمون مطالب قبلی است لایحه وکیل فرجام‌خواه به هنگام شور قرائت می‌شود.

 

 

 

رای دیوان

نظر به اینکه معترض ثالث از اطراف دعوی نبوده تا به استناد ماده 309 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای اصلاح رأی قابلیت طرح و استماع داشته باشد زیرا آنچه که محل اعتراض است سفاهت و عدم رشد عقلانی محجور از تاریخ 1/1/84 است که دادگاه در رأی معترض‌عنه با احراز اینکه محجور از تاریخ 1/1/84 تا تاریخ 16/3/88 دارای رشد عقلانی و سفیه نبوده است بنابراین با توجه به قطعیت دادنامه معترض‌عنه مادام که حجر مرحوم ع. تحت عنوان اثبات حجر از تاریخ 1/1/84 تا تاریخ 16/3/ 88 به اثبات نرسید و رأی معترض‌عنه که به معنای رشد عقلانی نامبرده دلالت دارد ابطال نشود بقاء رأی معترض‌عنه به کیفیتی که صادر گردیده استمرار دارد بنا به مراتب دعوی معترض ثالث تحت عنوان اصلاح رأی که خود در پرونده ذینفع نبوده فاقد موقعیت قانونی است مستنداً به قسمت اخیر ماده 403 قانون آیین دادرسی مدنی با تلقی حکم به قرار دادنامه فرجام‌خواسته را با رد فرجام‌خواهی فرجام‌خواه با این نتیجه ابرام می‌نماید.

رئیس‌ شعبه 10 دیوانعالی کشور – مستشار

عبدالله پور – میرمجیدی