05 آبان 1398

اهلیت استیفاء

اهلیت استیفاء

ممکن است شخص توانایی قانونی برای دارا شدن حق داشته باشد و بتواند طرف حق واقع گردد، اما نتواند شخصا و بدون دخالت دیگری حق خود را اعمال کنید. مثلاً صغير و مجنون، چنان که گفتیم، ممکن است مالک یا موجر یا طلبکار باشند، ليكن نمی توانند شخصا و بدون دخالت نماینده ی قانونی خود مال خویش را بفروشند، یا اجاره دهند، یا طلب خود را وصول کنند.

چنین اشخاصي فاقد اهلیت استيفاء با اجرای حق هستند. عدم اهلیت استيفاء اصطلاحا حجر و کسی که فاقد این اهلیت است محجور نامیده می شود.

حجر در لغت به معنی منع و بازداشتن است و محجور از آن رو چنین نامیده شده است که قانونگذار او را از دخالت مستقیم و تصرف در امور خود و انجام اعمال حقوقی، مانند بیع و اجاره و اقامه ی دعوی، بدون مداخلهی نمایندهی قانونی خود، منع کرده است. قانونگذار اشخاصی را که به لحاظ کمی سن یا اختلال یا ضعف قوای دماغی قادر به اداره ی امور خود نیستند محجور شناخته و برای حمایت از آنان تدابیری اندیشیده است.

این تدابير از یک سو مربوط به معاملات و اعمال حقوقی محجورین و از سوی دیگر مربوط به نهادهای حقوقی مانند ولایت و قیمومت است که برای اداره ی امور آنان در نظر گرفته شده است. چون آزادی محجورین در معاملات به زیان آنهاست و ممکن است به تصرفات غير عاقلانه و نابودی اموال ایشان بینجامد، قانونگذار اهلیت را از شرایط اساسی صحت معامله به شمار آورده است.

ماده ی ۲۱۰ قانون مدنی می گوید: «متعاملين باید برای معامله اهلیت داشته باشند». شک نیست که منظور از اهلیت در این ماده اهلیت استيفاء است، نه اهلیت تمتع. حال ببینیم شرایط این اهلیت چیست و معاملات محجورین چه حکمی دارد.