01 فروردین 1399

تاثیر مصرف اختیاری مواد روان‌گردان در مسئولیت مرتکب جرم

تاثیر مصرف اختیاری مواد روان‌گردان در مسئولیت مرتکب جرم

کلمات کلیدی:

مرجع صدور:     شعبه 1 دیوانعالی کشور

چکیده: بی ارادگی حاصل از مصرف اختیاری مواد روان‌گردان، مانع از مسئولیت مرتکب جرم نیست؛ مگر این‌که ثابت شود مرتکب حین ارتکاب جرم به طور کلی مسلوب‌الاختیار بوده است

 

مستندات         ماده 154 قانون مجازات اسلامی 1392

تاریخ رای نهایی: 1393/08/21    شماره رای نهایی: 9309970908000147

خلاصه جریان پرونده

حسب محتویات پرونده کلانتری گزارش کرده گزارش اکیپ گشت این یگان حاکیست در ساعت 21:15 مورخه 09/10/91 برابر اعلام مرکز فوریت‌های پلیس 110 مبنی بر یک مورد فوت مشکوک واقع در آدرس … بلافاصله اکیپ گشت این یگان جهت بررسی صحت و سقم موضوع به محل اعلامی عزیمت، مشاهده گردیده است: خانمی به هویت ج. متولد 1317، در پذیرایی جلوی درب اتاق خواب به صورت درازکش رو به زمین به طرف شمال مایل به راست با لباس بیرون که یک عدد شال پارچه‌ای سفید به صورت گره خورده در گردن دارد افتاده است. اسباب و وسایل منزل به هم ریخته بوده است و فرزندان متوفی به نام‌های 1- م. 2- ح. 3- ع. 4- الف. در محل حضور داشتند. مراتب به عرض ریاست محترم کلانتری رسید. شخصاً در محل حاضر گردیدند و از عوامل تشخیص هویت آگاهی استان دعوت شد، در محل حاضر و در صحنه اقدامات لازم از جمله عکس یا فیلم و سایر اقدامات لازم را انجام داده‌اند و در اجرای دستور بازپرس محترم جسد متوفی به وسیله اورژانس به پزشکی قانونی منتقل گردید. اولیای‌دم متوفی به کلانتری دلالت گردیدند و تحقیقات پیرامون موضوع و در اجرای دستور بازپرس متهم به شرح ذیل به عمل آمد:

1- اولین فرزندی که جسد مادرش را دیده است م. تحقیق و بازجویی به عمل آمد، اظهار کرد: در خصوص فوت یا به قتل رسیدن مادرم شکایت دارم و به خواهرزاده‌ام به نام ف. مظنون هستم. چون در صحنه قتل مادرم در معیت مأمورین انتظامی ریاست محترم کلانتری … بودم که یک نفر به گوشی من زنگ زد گفت من یکی از رفیقان ف. که خواهرزاده‌ام می‌باشد هستم حال مادر چطور است که من سئوال کردم جنابعالی کی هستید گفت رفیق ف. هستم که من گوشی را به آیفن زدم که صدای وی را مأمورین و ریاست محترم کلانتری بشنوند که قطع کرد و شماره را نگاه کردیم از تلفن همگانی زنگ زده بود و شماره تلفن همگانی … می‌باشد. آخرین باری که مادرم را دیده‌ام شب چله در منزل ما بود و بعد از آن دو روز دیگر به وی زنگ زدم و صحبت کردم من اولین نفری بودم که جسد متوفی را دیدم. ح. برادرم به من زنگ زد و گفت مادر به منزل شما آمده است یا خیر؟ من گفتم نه خیر به منزل ما نیامده است من به مادرم زنگ زدم گوشی را کسی بر نداشت نگران شدم رفتم بر دم درشان درب را زدم کسی باز نکرد برگشتم از همسایگان سئوال کردم گفتند در منزل ما نیست از همسایه روبرویی نردبان گرفتم از نردبان بالا رفتم دیدم چراغ‌هایش روشن نیست دو بار صدا کردم کسی جواب نداد چراغ قوه انداختم چیزی ندیدم نردبان را بلند کردم و گذاشتم از طریق نردبان وارد حیاط شدم درب حیاط را باز کردم تاریک بود چیزی دیده نمی‌شد چراغ قوه را روشن کردم دیدم دست‌هایش کبود شده و دیگر دست نزدم درست جلو در رو به زمین افتاده بود و به پلیس 110 زنگ زدم از پول مادرم خبر نداشتم ولی می‌دانستم یک جفت گوشواره و یک عدد انگشتر طلا داشتند. 2- از ح. دیگر فرزند متوفی یا مقتول تحقیق و بازجویی به عمل آمد، بیان نمود: در خصوص به قتل رسیدن مادرم شکایت دارم و به ف. خواهرزاده‌ام مظنون و مشکوک هستم ایشان بعد از فوت مادرش که 13 سال می‌شود با ما رفت و آمد نداشت به تازگی به منزل مادرم رفت و آمد می‌کرد. در خصوص اموال، من یک انگشتر طلا در انگشت مادرم دیده بودم دو سه روز پیش ف. آمد به منزل ما گفت رفته بودم منزل مادربزرگ مادربزرگم گفت می‌خواهم به منزل خواهرم بروم چون دستش شکسته است و بعد از آن می‌روم منزل دخترم به نام الف. که سه روز نیز آن‌جا بمانم. ایشان از شب چله آمده بود و با مادرم می‌ماند چون پدرش برای وی بدخلقی می‌کرد. 3- از فرزند دیگرش ع.، متولد سال 1351، ساکن … تحقیق و بازجویی اخذ، بیان داشت: بنده در خصوص فوت مادرم شکایت دارم خواهشمندم از طریق قانون رسیدگی فرمایید و عاملین جرم را دستگیر و شناسایی نمایید و به کسی یا کسانی مشکوک نیستم. از خانم الف. تحقیق و بازجویی به عمل آمد، بیان نمود: در خصوص فوت یا به قتل رسیدن مادرم شکایت دارم ولی نمی‌دانم چه کسی مادرم را به قتل رسانده است و به کسی یا کسانی مظنون نیستم و تقاضای رسیدگی و پیگیری موضوع از طریق مراجع قضایی و مجازات قانونی هستم تا از این طریق عاملین دستگیر شوند. مادرم با کسی اختلاف نداشت. و در خصوص اموال فقط یک جفت گوشواره طلا داشتند و از مابقی خبر ندارم. حسب دستور قضایی جسد جهت معاینه به سردخانه پزشکی قانونی منتقل گردید. رئیس کلانتری دستور داده پرونده جهت بررسی بیشتر به پلیس آگاهی ارسال گردد. در پلیس آگاهی نیز در جهت شناسایی و دستگیری مظنون به قتل اقداماتی انجام اما موفق نشده‌اند. جریان به معاون دادستان گزارش شده و پرونده به شعبه ششم بازپرسی ارجاع شده است. بازپرس مرجوع‌الیه با صدور دستورات قضایی پرونده را به پلیس آگاهی استان ارسال داشته است. پزشکی قانونی جسد متوفی را مورد معاینه قرار داده و مشخصات ظاهری جسد در گزارش معاینه جسد شماره 2534 منعکس شده است. جسد کالبدگشایی شده، پوست سر باز شد، زیر پوست سر خون‌مردگی وجود نداشت. شکستگی استخوانی جمجمه مشهود نبود، جمجمه برش داده شد ادم نسج مغزی وجود نداشت خون‌ریزی در فضای داخل قسمت شامه و عنکبوتیه شهود نبوده در پرده‌های مغزی التهاب و آثار عفونت مشاهده نگردید مغز قوامی عادی داشت. نسج مغز برش داده شد. خون‌مردگی و سوختگی نسج مغزی مشهود نبود، سخت شامه جدا گردید. خون‌ریزی خارج سخت شامه وجود نداشت. پوست گردن باز شد زیر پوست گردن خون‌مردگی در سمت راست و چپ وجود داشت بین عضلات و عناصر حیاتی گردن خون‌مردگی مشهود بود. شکستگی غضروفی و استخوان لامی وجود نداشت. در داخل حلق و حنجره و نای جسم خارجی مشاهده نگردید. لحاط حلق و حنجره ظاهری متورم داشت. در مهره‌های گردنی شکستگی و دررفتگی شهود و ملموس نبود. قفسه صدری و پوست سینه باز شد زیر پوست خون‌مردگی وجود نداشت، در استخوان جناغ دنده‌ها شکستگی مشهود نبود، استخوان جناغ برداشته شد. در فضای جنب خون و مایع غیرطبیعی وجود نداشت. ریه‌ها دارای سطحی صاف و قوامی اسفنجی بودند قلب از پایه عروقی جدا گردید در عروق کرونر تنگی مشهود نبوده اندازه قلب طبیعی بود. شکم: زیر پوست خون‌مردگی وجود نداشت. در حفره صفاق خون و مایع غیرطبیعی وجود نداشت معده و روده‌ها فاقد پارگی بودند. محتویات معده فاقد بوی خاصی بود روده‌ها نما و رنگ طبیعی داشتند. کبد و طحال دارای سطحی صاف و فاقد پارگی بودند. لکن در لگن خون‌مردگی وجود نداشت مثانه خالی بود رحم بررسی شد آثار و بقایای حاملگی در آن وجود نداشت. خلف صفاق: در فضای خلف صفاق خون‌مردگی وجود نداشت. کلیه‌ها دارای سطح صاف و اندازه طبیعی بودند. با توجه به موارد فوق هر چند به نظر می‌رسد علت فوت فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم رشته مانند قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن باشد ولی نمونه‌هایی از قلب و کبد و مجاری صفراوی و مغز و مخچه و ریه و حلق و حنجره و معده و محتویات و خون و کلیه و نمونه سواپ واژن و مقعد جهت سم‌شناسی و آسیب‌شناسی و تعیین گروه خونی ارسال گردید. علت قطعی خون بعد از حصول نتایج آزمایشات تعیین می‌گردد. جواز دفن صادر گردید.

آقای ف. در مورخه 18/10/91 دستگیر و به آگاهی دلالت و در پلیس آگاهی از متهم به نام ف. فرزند …، متولد 1366، تحقیق و طی گزارش مورخ 19/10/91 به بازپرس شعبه ششم گزارش شده در خصوص قتل عمدی ج. اقدامات زیر انجام گرفته است: 1- با هماهنگی با اداره اطلاعات جنایی این یگان شماره همراه …. متعلق به متهم ف. فرزند … به مدت ده روز مورد تهدید تلفنی قرار گرفت و از آن‌ها خواسته شد پرینت‌های ریز مکالمات تلفن فوق و شماره …. را از مورخه 01/09/91 در اختیار این یگان قرار دهند و خطوطی که در سه عدد شماره سریال گوشی موبایل مأخوذه از پرینت‌های مکالماتی قبلی متهم را با ردیابی شخص و پرینت مکالماتی آن‌ها نیز در دو ماه اخیر با ورودی و خروجی تماس‌ها و مکالمات آنتن‌دهی اخذ و جهت بهره‌برداری لازم در اختیار این یگان قرار دهند که جوابیه آن‌ها واصل نشده است. 2- طی شرحی از اداره ثبت احوال شهرستان تبریز خواسته شد تا به قید فوریت عکسی از متهم را با مشخصات کامل در اختیار این یگان قرار دهند که جوابیه ارسالی جهت ملاحظه به پیوست می‌باشد. 3- بر اساس اظهارات شفاهی پسر بزرگتر مقتوله به نام م. فرد ناشناسی از شماره تلفن …. طی تماس تلفنی با وی اعلام نموده بنده دنبال شماره موبایل پدر متهم ف. می‌گردم که به صورت نامحسوس از طریق اداره مبارزه با جرایم جنایی با عنوان این‌که از اقوام متهم هستیم تماس و مشخص گردید شماره فوق مربوط به دفتر امداد زائر حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) می‌باشد که اعلام نمودند نامبرده به دلیل اینکه پول خرید بلیط برای بازگشت را نداشته وی را اعزام به دفتر ترمینال نموده‌اند تا برای وی بلیط تهیه گردد که با هماهنگی با حراست ترمینال شهرستان مشهد مشخص گردید وی با اتوبوس در حال حرکت است و با اخذ شماره پلاک انتظامی خودرو و شماره موبایل راننده هماهنگی لازم انجام و نهایتاً برابر صورت‌جلسه پیوستی وی در ترمینال تبریز در حین پیاده شدن از اتوبوس دستگیر و به آگاهی دلالت و در بازپرسی چهار صفحه‌ای که از وی انجام گرفته نامبرده لب به اعتراف گشود و اتهام وارده مبنی بر قتل عمدی مادربزرگش را قبول نموده و اظهار داشت: روز جمعه به منزل وی رفتم و تا ساعت 15:30 در آن محل بودم. به علت مصرف مواد مخدر از نوع شیشه که صبح آن روز در منزل دایی خود م. انجام داده بود یک مرتبه اقدام به قتل مرحومه ابتدا با خفه کردن وی از پشت با دست سپس با روسری خودش می‌نماید و مقداری از اموال وی از قبیل انگشتری طلا که از دستش در می‌آورد، یک دستگاه رسیور ماهواره و یک دستگاه ضبط صوت را داخل دو عدد روسری قرار داده و از محل خارج، کمی بالاتر از محل قتل سوار آژانس شده و به منزل مجردی دوستش به نام الف. که با دو نفر دیگر از دوستانش که همگی معتاد هستند می‌رود و در آن‌جا انگشتری را به فردی به نام خ. می‌دهد که پول بگیرد وی نیز معتاد بوده ولی ایشان پس از گرفتن انگشتری باز نمی‌گردد و فرار می‌کند و وسایلش نیز منزل این بوده که د. آن‌ها را به ضایعات فروش می‌فروشد و مبلغ سی هزار تومان به متهم می‌دهند. وی اعلام می‌نماید مدت دو سال بود که حشیش مصرف می‌کرده بعد روی به مصرف مواد مخدر از نوع تریاک می‌آورد و بعد از آن اقدام به مصرف شیشه می‌نماید و حدود دو ماه است که شیشه مصرف می‌نماید. متهم اعلام می‌دارد قتل را به تنهایی انجام داده و برای این‌که جویای حال مادربزرگ خود شود کارت تلفنی در اختیار دوستش به نام د. قرار می‌دهد که با دایی خود تماس بگیرد که شماره فوق نیز مشخص می‌باشد. وی در اظهارات خود اعلام می‌دارد: حدود 13 سال بود که بر سر فوت مادرم با اقوام وی اختلاف داشتم و بعد از 13 سال دو هفته‌ای بود که به منزل مادربزرگم تردد داشتم. متهم اظهار می‌دارد: بنده دو خط ایرانسل داشتم که یکی از آن‌ها را بعد از قتل شکسته‌ام و دیگری را به دوستم الف. داده‌ام و یک خط ایرانسل دیگر نیز دوستم به بنده داده بود که آن را نیز شکسته‌ام و برای این‌که شناسایی نشوم از کارت تلفن استفاده می‌نمودم و از پنج شنبه هفته قبل به مشهد رفته بودم و چون آن‌جا کار می‌کردم رفته بودم از صاحب کارم پول بگیرم که نداد و تصمیم به برگشت گرفتم. قبل از تعمیر تلفن بر اساس اظهارات خود متهم که خطوط را شکسته است. طی تماس تلفنی اعلام گردید تعمیر تلفن‌ها کنسل و لغو شود ولی بقیه دستورات به قوت خود باقی می‌باشد. حالیه متهم پرونده به دلیل این‌که شبانه تحت نظر این یگان بوده حضوراً جهت صدور قرار قانونی لازم به حضور معرفی خواهشمند است جهت انجام اقدامات بعدی پس از صدور قرار قانونی لازم به مدت سه روز در اختیار آگاهی قرار گیرد تا نسبت به اجرای دستور اقدام لازم انجام و مراتب به حضور گزارش گردد. در تاریخ 19/10/91 بازپرس از آقای ف. فرزند …، متولد 1366، به عنوان متهم تحقیق، اتهامش قتل عمدی مرحومه ج. و اعتیاد و سرقت اموال مقتوله (انگشتری … به شرح پرونده) و فروش آن‌ها تفهیم می‌گردد، اظهارات انتسابی دفاع کنید؟ متهم در پاسخ به خط خود جریان واقعه را شرح داده است. س- مادربزرگ شما دقیقاً کجا بود و شما کجا بودید و شما کجا بودید که به او حمله کردید؟ ج- من از او آب خواستم او به طرف آشپزخانه رفت و من نیز پشت سر او و دو لیوان آب را به من داد و به سمت پذیرایی در حرکت بود من که جلوی آشپزخانه بودم لیوان را روی زمین گذاشته و از پشت به او حمله کردم. س- نحوه خفه کردن را با جزئیات دقیق شرح دهید؟ ج – پس از گذاشتن لیوان روی زمین از پشت به او حمله‌ور شده و با دست راست او را از پشت گرفتم طوری که گردن وی مابین بازو و ساعد من قرار گرفت و او را کمی بلند کرده و با تقلّای او به سمت در حیاط برده و آن‌جا او را به زمین انداخته و روی او نشستم و او با دست خود را بین انگشت سوم و چهارم مرا خراشید که در این حین خواستم او را رها سازم و برای چند ثانیه این کار را کردم و با دست و پا زدن وی باز ترسیده و با روسری خودش او را خفه کردم در حین خفه کردن روسری او لیز خورده و به پایین آمده بود که باز شده بود و روسری را باز به گردنش انداخته و با گره کوچکی باز او را خفه کرده و او را به قتل رساندم. البته روسری را به صورت ضربدری از دو طرف گرفته بودم و گره نزده بودم و زمانی که روسری را به دور گردنش انداختم کاملاً از دست و پا افتاده بود و حدود 15 ثانیه آن را نگه داشته بودم که دیگر کار به اتمام رسید. س- واقعاً انگیزه و هدف شما از کاری که کردید چه بود؟ ج- این حرف‌هایی که می‌خواهم بگویم برای دیگران مسخره و دروغ به نظر آید ولی باید بگویم که تقریباً دو سال پیش بر اثر سوء مصرف حشیش حالت روانی به من دست می‌داد از قبیل این‌که به دیگران سوء ظن داشتم به حالت شدید و می‌خواستم با او درگیر شده و با او دعوا کنم و یا با خود حرف می‌زدم که باعث می‌شد با خود حرف بزنم در کوچه و خیابان به تنهایی راه می‌رفتم و فکر می‌کردم کسی در کنارم است و با او به صحبت کردن مشغول شوم و دیگران با دید دیوانه به من نگاه می‌کردند ولی آن حالات به حدی نبود که بخواهم کسی را بکشم ولی در حد ضرب و شتم و دعوا بود و این حالات دست خودم نیست وقتی به من دست می‌دهد و دچار این حالات می‌شدم شاید 24 ساعت بعد به خودم بیایم و بگویم که وای بر من چه کار کرده‌ام و حالت خاصی ندارد که با آن شروع شود یک دفعه کل رفتارم عوض می‌شود و با دید دیگری به اشخاص نگاه می‌کنم الآن نمی‌دانم که علت این کاری که کردم چیست و برای چه مرتکب چنین کاری شدم و خودم نیز دلیل قانع کننده‌ای حتی برای خودم هم ندارم شاید مصرف شیشه باعث این کار شده و یا نمی‌دانم چه بگویم چون خود نیز دلیلی برایش ندارم. س- در آخر حادثه دقیقاً کی شیشه مصرف کردید؟ چه قدر؟ کجا؟ ج- در دستشویی خانه دایی م. حدود ساعت 10 صبح کمی گذشته بود و مقدار شیشه کمتر از یک سوت بود. س- یک صوت (سوت) شیشه که نوشته‌اید دقیقاً چقدر می‌شود؟ ج- اگر یک گرم را به چهار قسمت تقسیم کنیم می شود یک ربع و صوت نیز کمتر از ربع در حدود 6/1 گرم می‌باشد یعنی به یک گرم شیشه حدود بیست هزار تومان می‌دادیم به یک صوت حدود 2500 تومان می‌دادیم. س- از منزل دایی م. شما تا منزل مرحومه مادربزرگ شما چقدر فاصله است؟ ج- پیاده در حدود 5 دقیقه فاصله است از منزل دایی که خارج می‌شویم از کوچه به یک خیابان می‌ریم بعد از خیابان نیز یک فلکه است که بعد از فلکه حدود 50 قدم بعد یک کوچه است که در داخل کوچه بعد خانه مادربزرگم می‌باشد. س- از لحظه‌ای که شیشه مصرف کردید تغییری در شما صورت گرفت یا چطور بود و در چه وضعیتی از منزل دایی م. تا منزل مادربزرگ مرحومتان رفتید؟ ج- هیچ تغییری در من رخ نداد تا زمانی که برای دیدن مادربزرگم رفتم و آن‌جا خوابم برده بود و او بیدارم کرد و نهار را خوردیم و برادرشوهرش آمد و در اواخر رفتنش حالت روانی من شروع شد که یک هو من خواستم مادربزرگ را بکشم چرا نمی‌دانستم فقط این کار را باید می‌کردم. س- اتهام مصرف شیشه و اعتیاد به آن نیز به شما تفهیم می‌گردد آیا قبول دارید؟ ج- بلی قبول دارم. س- آیا قبل از روز حادثه نیز چنان فکری به ذهن شما خطور کرده بود تا کسی را بکشید و مادربزرگ را کشتید؟ ج- فکر کشتن به ذهنم نمی‌رسید اما فکر دعوا کردن به دلیل سوء ظن به افراد را داشتم ولی خواستم با آن‌ها فقط دعوا کنم و فکر کشتن فقط در همان زمان حادثه بهم رخ داد و به فکرم خطور کرد. اتهام متهم مجدداً تفهیم شد تا آخرین دفاع خود را بیان کند؟ ج- نمی‌دانم چطور توضیح بدهم من چون آن حالت را داشتم اقدام به این کار نمودم و قبول دارم که اموال مادربزرگم را که قبلاً توضیح دادم دزدیدم تا بفروشم وقتی انگشتری را به خ. دادم تا بفروشد که او نیز فرار کرد و مصرف اعتیاد به شیشه را قبول دارم. نمی‌دانم واقعاً چه بگویم. برای متهم قرار بازداشت سرقت صادر شده است. قرار به متهم ابلاغ و تفهیم شده، ظرف ده روز حق اعتراض دارد. معاون دادستان با قرار صادره موافقت کرده است. بازپرس با صدور دستورات قضایی پرونده را به پلیس آگاهی ارسال از آن طریق متهم جهت معاینه به پزشکی قانونی معرفی طی نامه مورخه 20/10/91 پاسخ داده‌اند: از نامبرده معاینه روانپزشکی به عمل آمد وی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی گروه B بوده که منجر به اختلال در کنترل تکانه‌ها و اختلال در روابط بین فردی و اجتماعی وی گردیده است. ولی مجنون و مختل‌الحواس نبوده و شواهد و مدارک دقیق و مستندی که نشانگر مجنون بودن وی در حین ارتکاب جرم بوده باشد برای اینجانب محرز نگردید. با توجه به اهمیت موضوع قضایی لازم است در کمیسیون روان‌پزشکی نیز مطرح گردد. ضمناً آثار خراشیدگی رو به بهبودی کامل در سطح خلفی بند اول انگشتان دوم و سوم دست چپ و راست مشاهده می‌شود که می‌توانند بر اثر برخورد با جسم سخت در حدود 14 – 10 روز قبل ایجاد شده باشد. طی مفاد صورت‌جلسه مورخ 21/10/91 بین آقایان الف. و د. و زندانی ف. مواجهه داده شده است. متهمین دستگیر شده اعلام نمودند: به صورت مجردی در منزل الف. زندگی می‌کنند و اعتیاد به مواد مخدر دارند و اظهار می‌نمایند در کمپ ترک اعتیاد با هم آشنا شده‌اند و اظهار می‌نمایند زندانی وسایلی از قبیل CD ضبط صوت و تلفن و … به منزل آورده بود و می‌خواست آن‌ها را بفروشد به وی گفتیم از کجا آورده‌اید و زندانی ماجرا را تعریف کرد و ما گفتیم برو خودت را معرفی کن و د. نیز اعلام نمود: بنده به وی گفتم دروغ می‌گویی ولی وقتی با کارت تلفن به موبایل دایی وی زنگ زدم مطمئن شدم در حدود چهار روزی زندانی در منزل ما بود و مقداری پول به وی دادیم و حاضریم اموال را جمع‌آوری کرده و تحویل بدهیم ولی یک حلقه انگشتری را به فردی لامکان به نام خ. داده است و سعی و تلاش لازم را برای دستگیری وی انجام می‌دهیم و زندانی نیز اظهارات آن‌ها را تأیید نموده و اظهار داشت: بنده 4 روزی در منزل مجردی الف. ماندم ولی الف. خبری از قتل مادربزرگم نداشت برای همین برای ماندنم چیزی نمی‌گفت ولی ماجرا را به د. گفته بودم او می‌گفت خودت را معرفی کن و وسایل را به دایی خودت بده ولی من پس از جدایی از آن‌ها به طرف شهرستان مشهد رفتم. لوازم مقتوله تحویل مأمورین شده است (غیر از انگشتری که در اختیار آن‌ها نبوده است). اولیای‌دم طی لایحه‌ای خطاب به بازپرس از متهم به قتل اعلام شکایت کرده و تقاضای تعیین اشد مجازات برای وی نموده‌اند. در تاریخ 01/11/91 بازپرس از خانم الف. فرزند …، متولد سال 1340 تحقیق کرده، اظهار داشته: به عنوان ولی دم مرحوم مادرم ج. از متهم آقای ف. دایر بر قتل عمدی مرحوم مادرم شاکی بوده و تقاضای رسیدگی، تعقیب، بازداشت و مجازات قانونی وی را دارم. دلایلم محتویات پرونده است و نیز از بابت سرقت نیز از مشارالیه و اگر در این رابطه کسانی با وی در قتل عمدی و سرقت مشارکت و هم‌دستی داشته باشند نیز از آن‌ها شاکی بوده و تقاضای رسیدگی و تعقیب و بازداشت و برائت قانونی آن‌ها را دارم. از آقای ع. فرزند …، متولد سال 1351، احد از فرزندان مرحومه تحقیق شده، از متهم اعلام شکایت نموده و تقاضای رسیدگی و تعیین مجازات نموده است. از آقای ح. فرزند …، متولد 1346، فرزند مرحومه تحقیق، از متهم به قتل اعلام شکایت و تقاضای تعقیب و تعیین مجازات متهم را نموده است. از آقای م. فرزند …، متولد 1343 تحقیق، اظهار داشته: به عنوان ولی دم مرحوم مادرم ج. از متهم آقای ف. دایر بر قتل عمدی مرحوم مادرم شاکی بوده و تقاضای رسیدگی، تعقیب، بازداشت و مجازات قانونی وی را دارم. آقای م. فرزند مرحومه در تاریخ 23/02/92در شعبه بازپرسی حاضر و اظهار داشته: متهم به قتل آقای ف. مرتب از داخل زندان به تلفن همراه همسر اینجانب زنگ می‌زند و تأکید می‌کند که در موقع قتل هم‌دستانی داشته و شخص دیگری به نام خانم ز. به شماره تلفن …. که ظاهراً دوست دختر ف. بوده چندین بار به تلفن همسرم زنگ زده و اظهار می‌داشتند ف. شماره پرونده و نام قاضی پرونده را از من سئوال می‌کند که خود بیاید در دادگاه بگوید که چه کسانی با من بوده‌اند. در تاریخ 27/02/92 بازپرس از خانم ص.، به عنوان مطلع تحقیق کرده، مشارالیها اظهار داشته: مرحومه ج. هم خاله من بود و هم مادر شوهرم بازپرس از وی سئوال کرده آیا در خصوص قتل مرحومه ج. مطلبی دارید؟ در پاسخ اظهار داشته: دو ماه قبل ف. از زندان به موبایل من به شماره فوق زنگ زد و گفت دو نفر دیگر، هم در قتل بوده‌اند گفتم اسم آن‌ها را بگو تا ما هم بشناسیم گفت نه شما نمی‌شناسید و می‌پرسید چه کسی شکایت دارد و چه کسی رضایت می‌دهد سه یا چهار بار ف. همین طور زنگ می‌زد و می‌گفت به دایی بگو (آقای م.) تا برود دادگاه بگوید تا مرا بخواهند تا بگویم چه کسانی بودند یک هفته یا دو هفته بعد دختری به نام ز. زنگ زد گفت دوست ف. هستم و همان حرف‌ها را زد و گفت یک نفر هم با ف. بوده است. در تاریخ 18/02/92 متهم تحت‌الحفظ در شعبه بازپرسی حاضر، بازپرس به وی خطاب کرده: آیا در زمان اتفاق شما همدست و شریک دیگری داشتید؟ ج- خیر من تنها بودم. س- فرزندان مرحومه ج. اعلام کرده‌اند که شما از زندان به همسر وی تلفن کرده‌اید و گفته‌اید که شما تنها نبودید دقیقاً توضیح دهید آیا تماس تلفنی داشتید؟ چه گفته‌اید؟ ج: من قبل از عید به خانم س. زنگ زدم و فقط در مورد این‌که چه خواهند کرد و در مورد رضایت با او حرف زدم و هیچ حرف دیگری نگفتم. اداره کل پزشکی قانونی به شرح نامه مورخه 28/01/92 علت فوت مرحومه ج. را فشار جسم قابل انعطاف بر عناصر حیاتی گردن و عوارض ناشی از آن تعیین نموده است. بازپرس به شرح قرار مورخه 13/06/92 قرار مجرمیت آقای ف. فرزند …، متولد 1366، را به اتهام قتل عمدی مادربزرگش مرحومه ج. و سرقت اموالی از مقتوله و اعتیاد به ماده روان‌گردان شیشه و مصرف شیشه صادر و دادسرا با قرار صادره موافقت نموده و طی کیفرخواست 24/06/92 به استناد مواد 47، 206، 207، 231 و 661 از قانون مجازات اسلامی و ماده 16 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر تقاضای تعیین مجازات متهم از دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی شده است. پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی ارجاع زندانی در تاریخ 25/06/92 تحت‌الحفظ دادگاه حاضر و در خصوص انتخاب وکیل اظهار داشته: استطاعت تعیین وکیل ندارد و تقاضا کرده وکیل تسخیری تعیین شود. آقای … به عنوان وکیل تسخیری متهم تعیین و دادگاه دستور داده وقت رسیدگی تعیین و متهم از زندان احضار و اولیای‌دم دعوت شوند و وکیل متهم نیز دعوت شود. جلسه رسیدگی مورخه 16/10/92 دادگاه به علت قانونی تجدید شده است. گواهی حصر وراثت مرحومه ضمیمه پرونده است. حسب مفاد گواهی وراث مرحومه عبارتند از آقایان م. و ع. و ح. پسران مرحومه و خانم الف. دختر مرحومه. جلسه رسیدگی دادگاه در تاریخ 20/12/92 و در وقت مقرر با حضور متهم و وکیل تسخیری وی و اولیای‌دم و نماینده دادستان تشکیل و نماینده دادستان اظهار داشته وفق کیفرخواست دادسرا تقاضای اتخاذ تصمیم و صدور حکم وفق مقررات و خواسته اولیای‌دم دارم. از اولیای‌دم آقای م. اظهار کرده: شکایت اینجانب از آقای ف. دایر بر قتل عمدی مادر مرحومم و تقاضای قصاص بوده است. شرح ماوقع همان است که در پرونده مانحن فیه مطرح شده، علت آن را خود قاتل می‌بایست روشن نماید. آقای ع. وراث دیگر مرحومه اظهار داشته: شکایت اینجانب علیه آقای ف. دایر بر قتل عمدی مادر مرحومم بوده و خواستار پرداخت دیه به نسبت سهم خودم می‌باشم. شرح ماوقع در پرونده منعکس بوده و خود متهم به عملکرد خویش اقرار کرده است. آقای ح. وراث دیگر مرحومه اظهار کرده: شکایت اینجانب از آقای ف. دایر بر قتل عمدی مادر مرحومم به شرح منعکس در پرونده و اقاریر متهم بوده خواستار پرداخت دیه به نسبت سهم خودم بر اساس دیه مقرره از سوی وزارت دادگستری می‌باشم. خانم الف. به عنوان احد از اولیای‌دم اظهار داشت: شکایت من علیه آقای ف. دایر بر قتل عمدی مادر مرحومم بوده که اینجانبه نه دیه می‌خواهم و نه قصاص و رضایت نیز نمی‌دهم. بر اساس قوانین موضوعه صرفاً مجازات حبس وی را خواهانم. قبل از تفهیم اتهام بر قتل ولی‌دم ردیف اول آقای م. اظهار داشت: بنده با عدول از تقاضای اولیه، من نیز دیه و قصاص نمی‌خواهم صرفاً می‌خواهم مجازات حبس مقرر در قوانین موضوعه به ایشان داده شود. در ضمن علت ارتکاب و انگیزه قتل را مشخص دارند و اگر کسانی در آن شراکت داشتند نیز مشخص نماید. دادگاه به آقای ف. خطاب کرده: حسب محتویات پرونده حاضر مستند به شکایت اولیای‌دم و کیفرخواست دادسرا، اقاریر صریح خودتان، نظریه پزشکی قانونی و تحقیقات مأمورین انتظامی متهم هستید به ارتکاب قتل عمدی بانو خانم ج. و سرقت اموال مقتوله؛ هر گونه دفاعی دارید بیان نمایید؟ ج- اینجانب اتهام انتسابی را قبول دارم. با این توضیح که بنده با (نیت) قبلی برای قتل مادربزرگم به آن‌جا نرفته بودم همان طوری که در تحقیقات مقدماتی در کلانتری و در بازپرسی اشاره کرده‌ام بنده کراراً اقدام به خودزنی و خودشکی کرده بودم در آن روز البته شبش در منزل دایی‌ام آقای م. گذراندم صبحش در دستشویی منزل دایی‌ام مواد روان‌گردان از نوع شیشه مصرف کردم خواستم به سر کارم در … بروم که در مسیر منصرف شده و به منزل مادربزرگم رفتم در منزل مادربزرگم پس از نشست و ناهار خوردن توهم قتل به سرم زد از مادربزرگم خواستم برایم آب بیاورد و ایشان به طرف آشپزخانه رفت من نیز دنبال وی رفتم در جلوی اپن به من آب را داد به طرف هال آمد لیوان را روی اپن گذاشتم از پشت دستم را به دور گردنش انداختم خفه کردم مرحومه با دستانش سعی کرد خود را رها نماید و جفت دستان مرا زخمی کرد بر زمین افتاد چند ثانیه ول کردم سپس با روسری خودش کشیده خفه کردم پس از خفه کردن از داخل منزل اموالی را با خود بردم مقادیری از اموال مسترد شد فقط کمی ماند که یادم نیست. دادگاه به اولیای‌دم خطاب کرده: آیا در مورد سرقت اموال نیز شکایت دارید یا خیر؟ و کدام‌یک از اموال مسترد نشده است؟ هر چهار نفر اولیای‌دم اظهار داشتند: در مورد سرقت اموال نیز توسط وی شکایت داریم. دقیقاً نمی‌دانیم چه اموالی را سرقت کرده است قدر متقین یک حلقه انگشتری به قیمت تقریبی سه میلیون ریال باقی مانده است، تقاضای استرداد آن را داریم. وکیل متهم نیز اظهار داشته: چنانچه موکل در جلسه حاضر و جلسات قبلی تحقیق و رسیدگی بیان نموده است در زمان حادثه روی داده تحت تأثیر مواد مخدر مصرفی بوده و ترکیب مواد یاد شده با وضعیت روانی خاص متهم که برابر اعلام پزشکی قانونی مندرج در صفحه 62 پرونده نامبرده دچار اختلال شخصیت مرزی گروه B بوده که منجر به اختلال کنترل تکانه‌ها و اختلال در روابط بین فردی و اجتماعی می‌گردد، لذا مراتب عدم تعامل شخصیت و وجود حالت تهاجمی در موکل که در جلسه حاضر رسیدگی نیز در مواجهه با سئوالات مطروحه معلوم و مشخص بوده است هر چند ظاهراً منجر به عدم مسئولیت کیفری نمی‌گردد. اما به لحاظ تعیین کیفر قانونی از جهات مخففه جرم محسوب می‌گردد و تقاضای بذل توجه قضات محترم به مورد یاد شده در تعیین کیفر قانونی دارد. فعلاً عرض دیگری ندارم. در خصوص درخواست دیه از سوی دو تن از اولیای‌دم نیز برابر اعلام موکل نامبرده در حال حاضر قادر به پرداخت دیه قانونی نمی‌باشد ولی در صورت تمکن مالی حاضر به پرداخت دیه مقرر شرعی و قانونی مقتوله می‌باشد. دادگاه به دو تن از اولیای‌دم به نامان ع. و ح. خطاب کرده: چه مقداری از دیه حاضرید دریافت نمایید؟ اظهار داشتند: بر اساس دیه مقرره از سوی وزارت دادگستری و حق‌السهم مقرره از این دیه موافق هستیم. دادگاه به متهم خطاب کرده: آیا به دیه مقرره از سوی وزارت دادگستری بر اساس خواسته دو تن از اولیای‌دم موافق هستید؟ اظهار داشت: موافق هستم لیکن توانایی پرداخت را ندارم. دادگاه با تفهیم اتهام مجدد به متهم از وی خواسته آخرین دفاع خود را بیان کند؟ در پاسخ اظهار داشته: قتل صورت گرفته با نیات قبلی و سبق تصمیم صورت نگرفته است. پس از ارتکاب قتل ترسیده بودم می‌خواستم اموال را برداشته به فروش برسانم که به مقدار سی هزار تومان فروخته بودم حالا از کرده خود پشیمان هستم تقاضای عفو و بخشش دارم عمداً این کار را نکرده‌ام. از دایی‌هایم می‌خواهم مرا عفو نمایند. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و شرح رأی معترض‌عنه پس از بیان گردشکار پرونده اعلام کرده؛ با عنایت به مجموع اوراق پرونده حاضر به ویژه گزارش مرجع انتظامی، شکایت اولیای‌دم به کیفیت مرقومی با انصراف از قصاص نامبرده، اقاریر صریح متهم به قتل ارتکابی و انطباق این اقاریر با اوضاع و احوال حاکم بر قضیه، مندرجات نظریات پزشکی قانونی، کیفرخواست دادسرا جملگی دلالت بر بزهکاری مشارالیه داشته مستنداً به مواد 211، 160، 164، 171، 290172، 347، 351، 364، 381 از قانون مجازات اسلامی 1392 و مواد 612 و 661 و 667 قانون مجازات اسلامی 1375 متهم فوق‌الذکر را از جهت ارتکاب قتل عمدی توجهاً به درخواست دو تن از اولیای‌دم به نامان 1- ع. 2- ح. مبنی بر پرداخت دیه، با عنایت به مصالحه صورت گرفته حکم به پرداخت حق‌السهم نامبردگان اخیرالذکر از یک فقره دیه کامل زن مسلمان بر اساس شاخص قیمت اعلامی از سوی وزرات دادگستری در زمان تأدیه و از حیث جنبه عمومی قضیه به تحمل هشت سال حبس تعزیری و از بابت ارتکاب سرقت اموال مقتوله به تحمل یک سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی به انضمام 74 ضربه شلاق تعزیری و استرداد مبلغ سه میلیون ریال قیمت مال مسروقه به جهت تعدد از رد عین یا مثل آن در حق وراث متوفی محکوم می‌نماید. شایان ذکر است دو تن از اولیای‌دم به نامان 1- م. 2- الف. با انصراف از مطالبه قصاص و نیز دیه صرفاً متقاضی مجازات نامبرده از جنبه عمومی شده‌اند که به شرح فوق انشاء رأی گردید. دادنامه در تاریخ 10/02/93 به وکیل تسخیری متهم ابلاغ و نامبرده طی لایحه‌ای که به شماره 00049 – 31/02/93 ثبت دفتر دادگاه شده تقاضای تجدیدنظر نموده است. لایحه در موقع شور قرائت خواهد شد. پرونده به دیوان‌عالی‌کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است.

 

 

 

 

 

رای دیوان

1- پزشکی قانونی طی نامه شماره 14714 – 20/10/91 اعلام نموده: ف. مورد معاینه روان‌پزشکی قرار گرفت وی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی گروه B بوده که منجر به اختلال در کنترل تکانه‌ها و اختلال در روابط بین فردی و اجتماعی وی گردیده است ولی مجنون و مختل‌الحواس نبوده و شواهد و مدارک دقیق و مستندی که نشانگر مجنون بودن وی در حین ارتکاب جرم بوده باشد برای اینجانب محرز نگردید. با توجه به اهمیت موضوع قضایی لازم است در کمیسیون روان‌پزشکی نیز مطرح گردد و این مهم انجام نشده است و چون حسب مفاد گواهی فوق معاینه متهم در یک کمیسیون روان‌پزشکی نیز ضروری تشخیص داده شده لازم است انجام گیرد.

2- حسب مفاد ماده 154 قانون مجازات اسلامی 1392 بی‌ارادگی حاصل از مصرف اختیاری روان‌گردان مانع مجازات نیست مگر این‌که ثابت شود مرتکب حین ارتکاب جرم به طور کلی مسلوب‌الاختیار بوده است. در مانحن‌فیه متهم مدعی است قبل از ارتکاب قتل مادربزرگش شیشه مصرف کرده و پس از خوردن نهار به اتفاق مادربزرگش حالت روانی و توهم ناشی از مصرف شیشه به وی دست داده و احساس کرده می‌خواهد مادربزرگش را بکشد و باید او را بکشد و غیرارادی مرتکب قتل شده است؛ در این مورد نیز ضروری است متهم در یک کمیسیون تخصصی مورد معاینه قرار گرفته و نسبت به ادعای متهم اظهارنظر نمایند.

بنابه‌مراتب به استناد بند 2 قسمت ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری رأی معترض‌عنه نقض و پرونده به دادگاه صادرکننده رأی منقوض ارسال تا پس از رفع نقص اعلام شده رأی مقتضی صادر نمایند.

رئیس شعبه ؟ دیوان‌عالی‌کشور ـ مستشار

ناصری‌صالح‌آباد ـ طباطبائی