03 فروردین 1399

تقاضای طلاق به جهت شروط ضمن عقد و عسر و حرج

تقاضای طلاق به جهت شروط ضمن عقد و عسر و حرج

کلمات کلیدی:

مرجع صدور:     شعبه 22 دیوانعالی کشور

چکیده: امکان طرح دعوای طلاق به دو سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج در ضمن یک دادخواست وجود دارد.

 

مستندات

تاریخ رای نهایی: 1393/08/28    شماره رای نهایی: 9309970908200321

خلاصه جریان پرونده

محتویات پرونده محاکماتی واصله حاکی از این است که آقایان ک.ع. و ر.و. به وکالت از خانم م.چ. دادخواستی بطرفیت آقای ح.ع. به خواسته صدور حکم طلاق(گواهی عدم امکان سازش)به استناد شروط ضمن عقد تقدیم دادگاه عمومی ارومیه نموده و توضیح می‌دهد که خواهان طبق سند رسمی با تعیین 1014 عدد سکه طلای تمام بهار آزادی به‌عنوان مهریه به عقد دائمی خوانده در آمده و حاصل زندگی مشترک طرفین دختر2 ساله می‌باشد که نزد خواهان است و خوانده در ضمن عقد نکاح به خواهان وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داده که در صورت تحقق هریک از موارد 12 گانه مندرج در سند نکاحیه خود را به یکی از انواع طلاق‌ها مطلقه نماید و خوانده به‌موجب دادنامه قطعی صادره از شعبه 109 دادگاه عمومی جزائی ارومیه به اتهام رابطه نامشروع با زن اجنبیه محکومیت یافته و با علنی شدن موضوع عمل مجرمانه ارتکابی خوانده و معترض و شاکی شدن خواهان، زندگی مشترک طرفین تحت تأثیر این موضوع قرار گرفته و موجب سوء رفتار و معاشرت خوانده گردیده ادامه زندگی مشترک را برای خواهان غیرقابل‌تحمل نموده و باعث درگیری فیزیکی بین طرفین و اخراج خواهان از منزل مشترک از اوایل سال جاری توسط خوانده شده که پرونده در شعبه 2 بازپرسی از طرف خواهان علیه خوانده گردیده ولی منجر به صدرو قرار منع تعقیب شده و چون جرم ارتکابی خوانده مخالف حیثیت و شئون خانوادگی خواهان بوده و علاوه بر آن با توجه به سوء معاشرت خوانده ادامه زندگی مشترک برای خواهان احتمال خطرات جانی و شرافتی را در برداشته و با توجه به خانه‌دار بودن خواهان و نداشتن درآمدی که بتواند مخارج زندگی خود را با آن تأمین کند و وضعیت سنی و غریزی طبیعی خواهان،موجب عسروحرج خواهان شده و به استناد بندهای 2 و 9 شروط ضمن عقد نکاح و ماده 1130 قانون مدنی و با بذل نصف مهریه، تقاضای صدور حکم طلاق بائن با تعیین تکلیف فرزند مشترک بعد از اتمام دوره حضانت با احتساب خسارات شده و فتوکپی‌های:1-سند ازدواج رسمی شماره 37288 مورخه 18/11/85 تنظیمی در دفترخانه رسمی ازدواج شماره … ارومیه مبنی بر وقوع عقد نکاح دائم فی‌مابین م.چ. و ح.ع..2-دادنامه مورخ 2/2/91 صادره از شعبه 109 دادگاه عمومی جزائی ارومیه که به‌موجب آن آقای ح.ع .و خانم س.الف. به لحاظ ارتکاب بزه برقراری رابطه نامشروع و موضوع شکایت خانم م.چ. ،هریک به تحمل 50 ضربه شلاق تعزیری محکومیت حاصل نموده‌اند.3-دادنامه مورخ 7/5/91 صادره از شعبه14 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی مبنی بر تأیید دادنامه فوق‌الذکر صادره از شعبه 109 دادگاه عمومی جزائی ارومیه با تبدیل مجازات شلاق مقرر در مورد آقای ح.ع. و خانم س.الف. به پرداخت جزای نقدی.4-دادنامه مورخ 29/6/91 صادره از شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه مبنی بر رد دعوی اقامه شده آقای ح.ع. بطرفیت خانم م.چ. به خواسته تمکین به لحاظ خوف ضرر مالی برای زوجه،را ضمیمه دادخواست تقدیمی می‌نماید.

دادخواست مذکور در تاریخ 28/12/91 به‌منظور رسیدگی به شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه ارجاع شده و طرفین حسب دستور دادگاه،دعوت به دادرسی می‌گردند.

در تاریخ 14/12/92 جلسه دادرسی شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه با حضور وکلای طرفین و خوانده تشکیل شده و وکلای خواهان به شرح دادخواست تقدیمی تقاضای رسیدگی و صدور حکم می‌نمایند. وکیل خوانده نیز اجمالاً اظهار می‌دارد که خوانده مخالف طلاق زوجه می‌باشد و زوجه و وکلای وی دلایلی را که برای ایجاد حق طلاق نسبت بخوانده بیان داشته‌اند هیچ‌کدام از موارد شروط ضمن العقد و یا موارد اعلامی در قانون خانواده نیستند و محکومیت به جزای نقدی همان‌طور که در قانون مجازات اسلامی و قوانین کیفری بیان‌شده جزء محکومیت‌های کیفری مؤثر نبوده و خوانده کارمند اداره ثبت احوال می‌باشد و به اتهام رابطه نامشروع محکومیت قطعی به جزای نقدی یافته و از زمان آن نزدیک به یک سال سپری شده است.

دادگاه در جلسه فوق مبادرت به صدور قرار ارجاع امر به داوری نمود و همچنین از شعب 4 اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه قطعیت حکم صادره از شعبه 109 دادگاه عمومی جزائی را استعلام می‌نماید. چون خوانده نسبت به تعرفه داور خود اقدامی معمول نمی‌دارد لذا دادگاه مذکور مبادرت به تعیین داور برای وی می‌نماید.

دادیار شعبه 4 اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه طی نامه مورخ 25/2/92 در پاسخ استعلام شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه اعلام می‌دارد که رأی صادره از شعبه 109 دادگاه عمومی جزائی ارومیه و موضوع شکایت خانم م.چ. علیه آقای ح.ع. و خانم س.الف. دایر بر برقراری رابطه نامشروع توسط محکوم علیهما با صدور حکم قطعی از شعب 14 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی در تاریخ 7/5/91 قطعیت یافته است.

آقایان ب (داور منتخب دادگاه برای زوج) و م.چ. (داور زوجه)به‌موجب نظریه مشترکی که در تاریخ 21/3/92 تقدیم دادگاه نموده‌اند اجمالاً اعلام می‌دارند که زوجه و وکیل وی اظهار داشتند که انصراف از طلاق مقدور نمی‌باشد و زوج اظهار داشته که حاضر به طلاق نیست و در صورت برگشت زوجه به منزل پذیرای وی می‌باشد.

آقای ک.ع. از وکلای خواهان طی لایحه مورخ 3/6/92 تقدیمی به شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه،فتوکپی سه فقره دادنامه‌های مورخ 29/6/91 صادره از شعب 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه مبنی بر رد دعوی اقامه‌شده از ناحیه آقای ح.ع. بطرفیت خانم م.چ. به خواسته تمکین و دادنامه مورخ 18/9/91 صادره از شعبه 17 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی در تأیید دادنامه فوق. و دادنامه مورخ 29/4/92 صادره از شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه را که طی آن دعوی ح.ع. بطرفیت خانم م.چ. به خواسته صدور حکم بر تمکین زوجه، به لحاظ عدم تهیه مسکن مناسب، محکوم‌به بطلان گردیده است، را تقدیم دادگاه می‌نماید.

دادگاه مذکور خواهان را از حیث انجام تست حاملگی به اداره پزشکی قانونی معرفی نموده و اداره پزشکی قانونی ارومیه طی نامه مورخ 7/6/92 پس از انجام آزمایش حاملگی از خانم م.چ. در پاسخ شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه اعلام می‌دارد که نتیجه آزمایش حاملگی نامبرده در حال حاضر منفی می‌باشد .در تاریخ 7/6/92 مقرر می‌دارد که زوجین و وکلای آنان جهت تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه برای رسیدگی دعوت شوند. ولی دستور مذکور اجرا نمی‌شود.

وکیل زوجه طی لایحه مورخ 13/6/92 که تقدیم دادگاه نموده است با ابراز فتوکپی گزارش اصلاحی مورخ 22/8/91 صادره از شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی ارومیه و تنظیمی فی‌مابین ح.ع. و ک.چ .راجع به نحوه و زمان ملاقات آقای ح.ع. با فرزند مشترک، اعلام می‌دارد که در رابطه با نفقه و استرداد جهیزیه متعاقباً دادخواست لازم تهیه و تقدیم خواهد گردید.

دادگاه مذکور پس از کسب نظر مشاور قضایی دادگاه، مبادرت به صدور رأی می‌نماید.

شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی(خانواده)ارومیه، به‌موجب دادنامه شماره 910997441070082-16/6/92 در خصوص دادخواست م.چ. بطرفیت ح.ع. به خواسته صدور حکم به طلاق(گواهی عدم امکان سازش) به استناد شروط ضمن عقد نکاح با احتساب خسارات دادرسی، پس از انعکاس مندرجات دادخواست وکلای خواهان، خلاصتاً با احراز رابطه زوجیت دائمی خواهان و خوانده و صدور قرار ارجاع امر به داوری و عدم توفیق داوران به مصالحه و سازش زوجین و اظهارات و مدافعات وکیل زوج و با توجه به اینکه ازنظر دادگاه آنچه در بند 9 ذیل شرط ب سند نکاحیه درج شده فارغ از نوع و میزان مجازات،نوع جرم ارتکابی مدنظر و توافق زوجین بود که اگر مغایر حیثیت خانوادگی و شئون زوجه باشد موجب تحقق شرط است که با توجه حساسیت زوجه به عمل ارتکابی زوج و عرف حاکم بر جامعه و حاکمیت اسلام به شئون زندگی مسلمین،عمل خواند مغایر شأن اجتماعی زوجه تشخیص و با توجه به گواهی اجرای احکام دادسرای ارومیه مبنی بر محکومیت قطعی خوانده به اتهام رابطه نامشروع به شرح برگ 24 پرونده تحقق شرط مذکور محرز می‌باشد اما در مورد شرط دوم مورد استناد وکلای خواهان چون آنان در دادخواست به صدور قرار منع تعقیب دادسرا اذعان نمودند شرط مذکور محقق نشده و چون تحقق هریک از شروط برای حق درخواست طلاق از سوی زوجه کافی می‌باشد لذا خواسته خواهان را وارد تشخیص و به استناد ماده 1119 قانون مدنی و بند 9 ذیل شرط ب مذکور در سند ازدواج زوجین،گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق صادر می‌نماید تا زوجه به وکالت از زوج با انتخاب نوع طلاق دریکی از دفات طلاق ارومیه خود را مطلقه نموده و اصالتاً و به وکالت از زوج دفاتر اسناد مربوطه را امضاء نماید و مضافاً خوانده را به پرداخت هزینه دادرسی و حق‌الوکاله در حق خواهان محکوم نموده و در مورد حضانت و نفقه فرزند مشترک و ملاقات با وی تعیین تکلیف شده و راجع به سایر موارد نیز توضیح داده شده و در مورد مهریه قید می‌گردد که رأی صادر گردیده است.

دادنامه مذکور مورد تجدیدنظرخواهی آقای ح.ع. با وکالت آقای م.م. قرارگرفته و شعب 5 دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی که بر اساس دادنامه شماره 9209974413900893 -5/9/92 به لحاظ اینکه تجدیدنظرخواهی معموله وارد نبوده و متکی به دلیل قانونی نیست و از سوی تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موجه و مستدلی نسبت به آن به عمل نیامده است لذا با رد اعتراض به‌عمل‌آمده،مبادرت به تأیید دادنامه تجدیدنظرخواسته می‌نماید.

دادنامه مرقوم حسب گزارش مأمور ابلاغ در ذیل برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ 15/10/92 به وکیل آقای ح.ع. ابلاغ شده و آقای م.م. به وکالت از آقای ح.ع. به‌موجب دادخواستی که در تاریخ 5/11/92 در دفتر دادگاه صادرکننده رأی فوق‌الذکر به ثبت رسیده است مبادرت به فرجام‌خواهی از دادنامه مارالذکر نموده و دفتر دادگاه یاد شد پس از انجام اقدامات قانونی پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی به فرجام‌خواهی معمولِ به این شعبه ارجاع می‌شود و مندرجات دادخواست فرجام‌خواهی معمول و لایحه وکیل فرجام‌خواه و لایحه ضمیمه آن و لایحه جوابیه آقای ر.و. به‌عنوان وکیل فرجام‌خوانده بهنگام شور قرائت خواهند گردید.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.پس از قرائت گزارش آقای جنتی عضوممیزواوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می‌دهد.

 

 

 

 

 

رای دیوان

فرجام‌خواهی آقای م.م. به وکالت از آقای ح.ع. از دادنامه شماره 9209974413900893-5/9/92 صادره از شعبه 5 دادگاه تجدیدظراستان آذربایجان غربی که متضمن تأیید گواهی عدم امکان سازش شماره 9209974410700828-16/6/92 اصداری از شعبه 7 دادگاه عمومی حقوقی(خانواده)ارومیه از حیث تجویز فرجام‌خوانده(زوجه) به‌منظور مطلقه ساختن خویش به کیفیت معنون در دادنامه‌های مذکور و منعکس در پرونده امر می‌باشد، مالاً با توجیهات ذیل مقبول بنظرمیرسد زیرا با توجه به اینکه وکلای زوجه (فرجام‌خوانده)به‌نحوی‌که در عرض_حال بدوی تقدیمی آنان انعکاس دارد نصف از مهریه زوجه را در قبال طلاق مورد بذل قرارداده‌اند و نظر به اینکه تصریح نوع طلاق در رأی دادگاه از حیث منجز و خالی از ابهام بودن آن ضرورت داشته و مضافاً قید عنوان گواهی عدم امکان سازش در رأی بدوی که مورد تأیید مرجع تجدیدنظر استان نیز قرارگرفته است با عنایت به اینکه درخواست طلاق از سوی زوجه به‌عمل‌آمده است، موافق مقررات ماده 26 قانون حمایت از خانواده مصوب سال1391 مجلس شورای اسلامی ایران نمی‌باشد و جهات مذکور موردعنایت دادگاه‌های فوق واقع نگردیده‌اند، مضافاً به اینکه وکلای زوجه به شرحی که در دادخواست بدوی تقدیمی آنان تصریح گردیده است،علاوه بر تخلف زوج از شروط ضمن عقد، مدعی عسرو حرج موکله خویش در ادامه زندگی مشترک با زوج نیز گردیده‌اند و جهت مذکور مورد لحاظ دادگاه‌های یادشده قرار نگرفته‌اند و نظر به اینکه با وصف مراتب مرقوم و محتویات پرونده امر، اقتضاء داشته است که دادگاه بدوی و متعاقب آن دادگاه عالی تجدیدنظر مذکوره اولاً با دعوت زوجین و وکلای آنان، مبادرت به اخذ توضیحات دقیق از زوجه و وکلای وی پیرامون موارد صدرالاشعار(میزان بذل و نوع طلاق) و عسرو حرج موردادعای زوجه می‌نموده و سپس از جهت کشف واقعیت امر و در اجرای ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مبادرت به صدور قرار تحقیق محلی در محل زندگی مشترک زوجین می‌نموده و از مطلعین محلی و شهودی که زوجه یا وکلای وی تعرفه خواهند نمود راجع به ادعای سوء رفتار و سوء معاشرت زوج و اخراج زوجه توسط مشارالیه از منزل مشترک و چگونگی افتراق آنان و سایر مواردی که در دادخواست بدوی و پرونده امر انعکاس دارد تحقیقات جامع‌الاطراف معمول می‌داشته و ثانیاً پرونده کیفری مورد استناد زوجه درباره محکومیت زوج بداشتن رابطه نامشروع را مورد مطالبه و ملاحظه قرار می‌داده و ماحصل مفید محتویات آن و چگونگی اجرای آن را در صورت مجالس تنظیمی منعکس می‌نموده و چنانچه رسیدگی‌های مذکور، انجام تحقیقات و اقدامات دیگری را نیز به‌تبع داشته و یا به نظر دادگاه ضروری باشند، نسبت به انجام آن‌ها نیز اقدام و مالاً با لحاظ نتایج حاصله از تحقیقات و رسیدگی‌های مذکور و جهات خواسته خواهان و ملحوظ داشتن مواردی که فوقاٌبدان اشاره‌شده است، مبادرت به صدور رأی مقتضی می‌گردیده است و چون پرونده از جهات مذکور واجد نقض در تحقیقات و رسیدگی می‌باشد علی‌هذا با پذیرش فرجام‌خواهی معموله وکیل فرجام‌خواه و مستنداً به شق 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بند الف ماده 401 قانون مزبور، ضمن نقض دادنامه فرجام‌خواسته موصوف رسیدگی مجدد به دادگاه تجدیدنظر صادرکننده آن ارجاع می‌شود.

رئیس شعبه 22 دیوان عالی کشور ـ عضو معاون

جنتی ـ حضرتی