22 آبان 1398

حق فسخ نسبت به مهریه

حق فسخ نسبت به مهریه

در ماده ی 1069 ق.م آمده است: «… در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جايز است مشروط بر این که مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلا مهر ذکر نشده است.» منظور از خیار در این ماده، خیار شرط یا همان حق فسخ موضوع مواد 399 تا 401 ق.م است. اگر مهریه ای که در قرارداد ذکر شده توسط صاحب حق خیار اعم از زن، مرد و یا شخص ثالث فسخ شود، مانند این است که اصلا در قرارداد مهریه نیامده است. در این حالت، نظر برخی از اساتید حقوق این می باشد که «پیش بینی فسخ مهر به معنی توافق درباره ی نکاح بدون مهر نیست و در این فرض دادن مهرالمثل منوط به وقوع نزدیکی نیست و بدل مهرالمسمای فسخ شده است.» این نظر

را نمی توان پذیرفت، چرا که متن ماده ی 1069 صراحت دارد که بعد از فسخ مثل آن و است که اصلا مهر ذکر نشده باشد، در این حالت زن و مرد می توانند بر مهریهی و دیگری تراضی نمایند، و اگر قبل از تراضی بر مهریهی معین بین آن ها نزدیکی واقع

شود، زوجه سزاوار مهرالمثل خواهد بود. در ماده ی 1100 ق.م قانون گذار در مقام بیان بوده و تنها در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد و یا مالیت نداشته باشد، زن را پیش از نزدیکی نیز، مستحق مهرالمثل دانسته است، بنابراین بی دلیل نمی توان موارد دیگری را بدان اضافه کرد و در غیر این موارد، وقتی که مهریه ای وجود ندارد باید به ماده ی 1087 ق.م رجوع نمود که در آن شرط برخورداری از مهرالمثل، وقوع نزدیکی است.

در ازدواج موقت نمی توان نسبت به مهریه، حق فسخ قرار داد، چرا که مهریه از ارکان این ازدواج است و در صورتی که طرفین نسبت به مهریه ی ازدواج موقت توافق بر وجود حق فسخ نمایند، این تراضی صحیح نیست و شرط خیار نامشروع و باطل است ولی موجب بطلان ازدواج نمی گردد.