03 آذر 1398

درخواست فسخ نکاح به دلیل کممویی زوجه

درخواست فسخ نکاح به دلیل کممویی زوجه

کلمات کلیدی:

مرجع صدور:     شعبه 8 دیوانعالی کشور

چکیده: نداشتن موی سر زوجه از موارد فسخ نکاح و تدلیس در نکاح محسوب نمی‌شود؛ هرچند زوجه آن را کتمان کرده باشد.

 

مستندات

تاریخ رای نهایی: 1393/07/12    شماره رای نهایی: 9309970906800793

خلاصه جریان پرونده

آقای الف.ض. با وکالت آقای ر.ص. وکیل پایه 1 دادگستری به طرفیت ف.ق. دادخواستی به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ بیماری خوانده مستنداً به سند نکاحیه 25/10/91 و گواهی پزشکی در محاکم عمومی عجبشیر مطرح نموده که پرونده در تاریخ 1/2/92 ثبت و بدواً به شورای حل اختلاف واحد 5 جهت سعی و تلاش در صلح و سازش ارسال شده شورا وقت تعیین نموده و طرفین را دعوت کرده است زوج با حضور در شورا در تاریخ 9/3/92 گفته است دو ماه قبل از عقد با خوانده نامزد کرده‌اند بعداً برای خرید رفته‌اند زوجه برای امتحان لباس سرش را باز نکرده است و گفته است در منزل این کار را می‌کنم که به منزل بازگشتیم و شروع کرد به گریه کردن از پدرش درخواست کرد که مشکل وی را به نامزدش بگوید پدرش گفت دختر من کچل می‌باشد و پدرش دو ماه وقت خواست تا موضوع را حل کند ولی بعد از دو ماه موضوع را حل نکرد و ادعا کرد که بعد از نامزدی با تو موهایش ریخته است و من به حکم دادگاه وی را به دکتر بردم و دکتر گواهی گرفت که 8 سال است دخترش به این بیماری دچار شده است آشنایی و ازدواج ما هم به واسطه معرفی بهداشت بوده است که یکی از خانمهای آنجا معرفی کرده بود عضو شورا از زوج سؤال کرده است آیا بیماری زوجه قابل درمان است پاسخ داده است خیر؟ مجدد از علت مشکل زوجه سؤال شده گفته است بنابر اظهارات فامیل ایشان به دلیل فوت مادرش در 8 سال پیش اتفاق افتاده است و هیچ راه درمانی ندارد علیرغم اینکه ما حاضر به ناراحتی و بلاتکلیف کردن یک دختر بدون مادر نیستیم ولی در زندگی مشترک قابل تحمل نبوده و باعث تشدید مشکلات خواهد شد برای همین بهتر است از هم جدا شویم قبلاً هم پدرش موضوع را کتمان می‌کرد ولی پس از مراجعه به پزشک متخصص که سابقه پرونده و بیماری دارد چون در جلسه مذکور زوجه نبوده است شورا در صورتجلسه خود ذکر نموده که جلسه به تاریخ 16/3/93 ساعت 10 صبح موکول شده و تلفنی به زوجه نیز ابلاغ شده است چون در جلسه مذکور نیز خوانده حاضر نشده برای روز 30/3/93 تعیین وقت شده است در این جلسه برابر مفاد صورتجلسه شورا چون پدر زوجه درخواست حل مشکل از طریق دادگاه شده است و درخواست ارسال پرونده را به شورا نموده‌اند در این جلسه زوجه و پدر او پیشنهاد طلاق نموده‌اند ولی باید از طریق قانون حل شود پرونده به لحاظ عدم سازش به مرجع قضایی ارسال شده در شعبه اول عمومی عجب‌شیر مقید به وقت دادرسی شده است در جلسه مورخ 23/6/93 وکیل خواهان خواستار فسخ نکاح شده است چون حسب اظهارات موکل خوانده کچل است و موهای وی ریزش نموده است دادگاه از زوج سؤال کرده است که کی متوجه شده است که همسرش فاقد مو هستند گفته است بعد از مراسم عقدکنان در منزل پدرش متوجه شدم که فاقد مو در سر هستند دادگاه پرسیده است در کجا صیغه عقد شما جاری گردید و چه کسی جاری کرد و چه کسی جهت خواستگاری رفته بود گفته است عقد در دفتر رسمی ازدواج شماره 9 عجب‌شیر جاری گردید و قبل از عقد روحانی بهنام ن. به منزل آمده بودند و در آنجا صیغه محرمیت را خوانده بودند در آنجا نیز همسرم سر خود را باز نکردند مادرم بهنام ش.ص. و خاله‌ام بنام و.ص. به خواستگاری همسرم رفته بودند در حضور آنان نیز سر خود را باز نکرده بود تا مشخص گردد ایشان فاقد مو هستند بعد از عقد که از دفترخانه خارج شدیم متوجه شدم فاقد مو هستند در حضور پدرش سرش را باز کردند و پدرش گفت که دخترم به همین وضعیت می‌باشد اگر می‌خواهی با ایشان ازدواج کنی بکن و اگر نمی‌خواهی همین است حتی همسرم در این موقع با گریه گفتند که چرا اجازه ندادید بنده ایراد خود را بگویم دادگاه از خوانده خواسته است دفاعیات خود را بگوید گفته است موهای سر من در حال رویش می‌باشد ضمن اینکه ریزش دارند رویش نیز می‌نمایند دکتر گواهی نموده است که موهای بنده رویش و درخواهند آمد بعد از اینکه صیغه محرمیت جاری شد قرار شد به آزمایشگاه برویم در آزمایشگاه خواهان بعد از اینکه نمونه برداشتند در سالن انتظار به زمین افتادند و غش کردند و بنده ترسیدم بعد از آن حدود یکماه عقد کردیم در موقع خواستگاری من سرم باز بود روسری داشتم بعد از آنکه همسرم به زمین افتاد من ریزش مو پیدا کردم در آن زمان هنوز تصمیم قطعی نگرفته بودم که با ایشان ازدواج نمایم هنوز ازدواج ما بهصورت رسمی ثبت نگردید با اصرار خواهان و خانواده وی و پدرم برای ثبت رسمی ازدواج حاضر شدم و حدود دو یا سه بار بعد از عقد نکاح خواهان بنده را به پزشک معالج برد پزشک معالج اعلام نمودند که موهای سر وی به علت ترس ریزش کرده است بعداً رویش خواهد داشت دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است داور زوج معرفی شده است زوجه نیز داور خود را معرفی نموده است. داور زوج اعلام نظر کرده است دادگاه با عدول از ارجاع امر به داوری به لحاظ اینکه خواسته فسخ نکاح است دستور تعیین وقت جهت اخذ توضیح بیشتر از طرفین و معرفی زوجه عندالاقتضاء به پزشکی قانونی صادر نموده است زوج وکیل جدیدی تعیین نموده است وکیل خواهان در جلسه مورخ 17/1/93 گفته است چون خوانده تاس بود و این امر را از موکل در زمان عقد مکتوم داشته است و موکل را فریب داده به لحاظ تدلیس صدور حکم بر فسخ نکاح را خواستارم خوانده گفته است من موی سرم پرپشت بوده خواهان خودش مریض است در زمان آزمایش ایشان در آزمایشگاه غش نمودند من ترسیدم از استرس موی سرم ریخت می‌تواند مرا به پزشکی قانونی معرفی نماید دادگاه زوجه را به پزشک قانونی معرفی نموده تا از طریق پزشک متخصص پوست و مو مورد معاینه قرار گرفته و با بررسی اسناد و مدارک پزشکی با در نظر گرفتن عوامل مؤثر در موضوع صراحتاً اعلام نمایند 1- خوانده از چه تاریخی دچار بیماری ریزش مو گردیده 2- آیا بیماری ایشان قابل درمان می‌باشد. 3- علت ریزش مو ناشی از چیست؟ در برگ 65 پرونده پاسخ واصله از پزشکی قانونی حاکی است وی 90 درصد از سطح پوست سر او فاقد مو بوده که به علت بیماری آلوپسی آرا تاتوتالیس (ریزش موی به علت نامعلوم که وجود زمینه ارثی و استرس می‌تواند در ایجاد تشدید آن نقش عمده‌ای داشته باشد) می‌باشد امکان بهبودی بیماری نیز وجود دارد ولی درمان طولانی مدت لازم است تعیین زمان شروع بیماری ممکن نیست مگر اینکه گواهی و مدارک طبی معتبر در مراجعه به مراکز درمانی برای درمان ریزش مو سرش از تاریخ مشخص ارائه شود. دادگاه پس از وصول پاسخ پزشکی قانونی با بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح رأی مورخ 20/2/93 با توجه به نظریه پزشکی قانونی و پزشک معالج که فی‌الجمله اظهارات زوجه را تأیید کرده‌اند و زمان دقیق برای شروع ریزش موی زوجه را تعیین و اعلام نکرده‌اند و از طرفی موضوع خواسته از مصادیق مواد 1121 و 1123 قانون مدنی نمی‌باشد و از مصادیق ماده 1128 از همان قانون نیز نیست و مضاف به اینکه تدلیس در ازدواج از طرف زوجه ثابت نیست لذا خواسته را موجه و قانونی ندانسته مستنداً به مواد یاد شده حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می‌نماید از این رأی وکیل زوج آقای ر.ص. تجدیدنظرخواهی نموده است و با توجه به نظریه پزشک متخصص معالج که به‌عنوان مستند دادخواست تقدیم شده است و دادگاه می‌توانست از پزشک مذکور استفسار و استعلام نماید اقدام دادگاه را به معرفی به پزشکی قانونی مورد ایراد قرار داده است و دلایل موجود در پرونده و اینکه زوجه دچار ریزش شدید مو و تاسی سر بوده است نقض رأی بدوی و صدور حکم قانونی را خواستار شده است دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 360/93 در تاریخ 27/3/93 رأی خود را با توجه به اینکه اعتراض موجهی از سوی زوج و وکیل او به عمل نیامده است و موجبی جهت نقض رأی تجدیدنظرخواسته نیست ضمن ردّ اعتراض به عمل آمده مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی بر تأیید رأی بدوی اعلام داشته است اکنون از این رأی وکیل زوج فرجام‌خواهی نموده که هنگام شور دادخواست با گزارش پرونده قرائت می‌شود.

 

 

 

رای دیوان

بر دادنامه فرجام‌خواسته که پس از بررسی دلایل استنادی فرجام‌خواه در مرحله بدوی و تجدیدنظر منطبق با محتویات پرونده و موازین قانونی و شرعی اصدار یافته است خدشه‌ای که موجبات نقض رأی فراهم شود وارد نیست و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز رسیدگی‌های معموله منطبق با اصول و قواعد مربوطه و آئین دادرسی حقوقی صورت گرفته است لذا به لحاظ عاری بودن رأی از منقصت قانونی مستنداً به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی ابرام می‌گردد..

رئیس شعبه 8 دیوان عالی کشور – مستشار – عضو معاون

عباسیان – ناصح – کریمپور نطنزی