08 اردیبهشت 1399

رأي شماره ۳۶۹ هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع الزام كارفرما به پرداخت حق بيمه نسبت به كاركناني كه قسمتي از سود حاصل

رأي شماره ۳۶۹ هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع الزام كارفرما به پرداخت حق بيمه نسبت به كاركناني كه قسمتي از سود حاصل

از فروش را دریافت می‌نمایند

تاریخ دادنامه: 1390/8/30     شماره دادنامه: 369     کلاسه پرونده: 823/90

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

درخواست‌کننده: آقای صفرعلی اصلانی

موضوع شکایت و خواسته: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری.

گردش کار:  آقای صفرعلی اصلانی در لایحه دادخواهی خود اعلام کرده است که شعب 23 و 15 دیوان عدالت اداری در موضوع مشابه، آراء متعارض صادر کرده‎اند و رفع تعارض و صدور رأی وحدت رویه را خواستار شده است. مشارالیه در لایحه خویش توضیح داده است که:

« تولیدات پوشاک اینجانب در فروشگاه رفاه عرضه و به فروش می‎رسید. به همین اعتبار اینجانب به عنوان سرمایه‌گذار به موجب قراردادهای تنظیمی با خانمهای طرف قرارداد و با عنوان فروشنده و شریک کاری چنین توافق داشتیم «… ماده یک … سرمایه تولید کلاً از آن سرمایه‌گذار بوده و فروشنده (شریک کاری) هیچ گونه دخالت و مالکیتی در آن ندارد. ماده 2…. سود حاصل از فروش محصولات 14% از فروش خالص می‎باشد که 5% آن متعلق به فروشنده (شریک کاری) و 9% مانده متعلق به سرمایه‌گذار است. ماده 6 …. دریافت 5% سود شامل کلیه حقوق و مزایا اعم از حقوق، حق بیمه، اولاد و حق سنوات می‎باشد و هرگونه ادعای بعدی از جانب طرفین بلا اثر است…»

متاسفانه تامین اجتماعی بدون توجه به سوابق گذشته که مستند به نوع همین قراردادها بوده است اخیراً با تغییر مدیریت در سازمان، قراردادهایی را که موضوعش سابقاً مورد قبول و تایید بوده است، نمی‎پذیرد و برای مدت 7 سال (سال 1380 لغایت 1387) جرایمی را مطالبه می‎نماید و به همین اعتبار مبادرت به صدور اجراییه‎های شماره 22316ـ1384/2/21 و 61198 ـ1385/4/14 و 62529 ـ1386/5/7 و 106145ـ1386/8/3 کرده است. اینجانب در اعتراض به اجراییه‎های خلاف مذکور به دیوان عدالت اداری عارض شدم، شعبه 15 دیوان عدالت اداری بدون امعان نظر به مفاد قراردادها و توافقات حاصله خصوصاً مفاد آراء 1889ـ1384/11/17 در پـرونده 788/84/23 شعبه 23 و 1119ـ1386/8/16 در پرونده 3202/85/15 شعبه 15 مبادرت به صدور رأی به رد شکایت این جانب کرده است. با این مضمون که این جانب قراردادی حاکی از داشتن رابطه شراکت با شرکاء کاری خود ارائه نکرده‎ام و استنتاج این نتیجه خلاف که بین اینجانبان رابطه کارگری و کارفرمایی حاکم بوده است و حال آن که هرگز رابطه کارگری و کارفرمایی بین اینجانبان حاکم نبوده و قرارداد شراکت نیز پیوست پرونده‎ها بوده و مطابق توافقات حاصله دریافت 5% و حاصل از فروش سهم شریک کاری پیش‎بینی و عمل شده ولاغیر. لازم به توضیح این که هیچ کدام از شرکاء کاری یاد شده هرگز به تامین اجتماعی مراجعه نکرده و دفترچه بیمه دریافت نکرده و فاقد هرگونه سوابق بیمه‎ای می‎باشند و هرگز ادعایی نداشته و ندارند مضاف این که عمل خلاف واقع تامین اجتماعی موجب بیکاری حدود 20 نفر و تعطیلی کارگاه اینجانب شده است.

علی‎ای‎حـال چون نتیجه آراء اخیرالذکر مغایر و معارض با نتیجه آراء سابق، صادر شده از شعبات 15 و 23 بوده و اجرای آنها موجبات ورود خسارات مادی و معنوی را فراهم می‎سازد، لذا بدین وسیله از محضر ریاست محترم هیأت عمومی دیوان تقاضای رسیدگی مجدد به موضوعات معنونه و نقض آراء یاد شده را استدعا دارم.»

گردش کار پرونده‎ها و مشروح آراء به قرار زیر است:

الف: شعبه 15 دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده‎های کلاسه 2057/87/15 و 2056/87/15 و 2055/87/15 با موضوع دادخواست آقای صفرعلی اصلانی به طرفیت سازمان تامین اجتماعی و به خواسته اعتراض به اعلام بدهی و اجرائیه‎های صادر شده مبنی بر محکومیت وی به پرداخت حق بیمه، به موجب دادنامه‎های شماره 921ـ1388/6/17 و 914ـ1388/6/17 و 915ـ1388/6/17 مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است:

« در خصوص دادخواست خواهان با عنایت به این که نامبرده در جهت اثبات ادعای خویش (وجود قرارداد شراکت فی‎مابین وی و کارکنان فروشگاه) دلیل و مستندی ارائه نکرده است و صرف ادعا نمی‎تواند موجد حقی برای خواهان شود و با توجه به ملاحظه قرارداد ارائه شده توسط خواهان طرف قرارداد اگر چه به عنوان شریک کاری قید شده است ولیکن نامبرده با دریافت سود فروش کالا و مستند به مفاد ماده 2 قانون کار، کارگر محسوب می‎شود. فلذا در اقدامات سازمان تخلفی احراز نمی‎شود، با اجازه حاصل از ماده 7 قانون دیوان عدالت اداری حکم به رد دعوا صادر و اعلام می‎شود و این قرار قطعی است.»

ب: شعبه بیست و سوم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده کلاسه 788/84/23 با موضوع دادخواست آقای صفرعلی اصلانی به طرفیت سازمان تامین اجتماعی و به خواسته اعتراض به اعلام بدهی و اجرائیه صادر شده مبنی بر محکومیت وی به پرداخت حق بیمه، به موجب دادنامه قطعیت یافته شماره 1889ـ1384/11/17 مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است:

« شاکی در دادخواست خود به طرفیت مشتکی‎عنه و به خواسته مارالذکر از دیوان عدالت اداری تقاضای رسیدگی دارد. در نهایت با عنایت به مجموع مراتب و نیز توجهاً به لایحه دفاعیه اداره طرف شکایت، ملاحظه می‎شود که شاکی در دادخواست خود در رابطه با دوره خاصی اعتراض نکرده است، بلکه نسبت به کل بدهی به قول خودش چهار ساله و جریمه‎های مربوط، اعتراض دارد و مضافاً این که در خصوص قرارداد رسمی منعقد شده بین خود و فروشنده کالا که در فروشگاه رفاه در غرفه‎ای مستقر است لکن قرارداد مورد قبول خوانده قرار نگرفته است. شاکی تاکید می‎کند آقایان شبابی مسؤول درآمد و افشین نیا مسؤول پرونده مطالباتی در جریان قرارداد هستند به این معنی که فروشنده حقوقی از اصلانی دریافت نمی‎کند بلکه از فروشی که انجام می‎شود درصدی را برداشت می‎کند و بقیه را به اصلانی می‎پردازد و بالطبع کارگران شاغل نزد فروشنده غرفه نیز حق بیمه آنها طبق مفاد قرارداد باید اعمال شود. علی‎هذا بنا به مراتب و مستنداً به مادتین 11 و 14 قانون دیوان عدالت اداری دادخواست صدرالتوصیف موجه تشخیص و با وارد دانستن آن در این حد که پرونده مطالباتی مربوطه به استناد مواد 42 الی 44 در هیأتهای تشخیص بدوی و تجدیدنظر مربوط با حضور شاکی مورد رسیدگی قرار گیرد و سپس هیأتهای یاد شده رأی صادر کنند اعلام رأی می‎کند.»

ج: بعد از صدور رأی در شعبه 23 دیوان عدالت اداری به شرح مندرج در بند «ب» گردش کار حاضر، تامین اجتماعی بر اقدام قبلی خود اصرار و مجدداً شاکی را به پرداخت حق بیمه محکوم و با دادخواهی دوباره مشارالیه شعبه پانزدهم دیوان عدالت اداری در پرونده کلاسه 3202/15/85 و به موجب دادنامة شماره 1119ـ1386/8/16 مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است:

«دعوی آقای صفـرعلی اصلانی به طرفیت سازمان تامین اجتماعی (شعبه 26) به خواسته اعتراض به آراء شماره 43578 الی 43575 سازمان تأمین اجتماعی مربوط به محاسبه حق بیمه از تاریخ 1380/1/1 تا 1383/12/30 است. اداره طرف شکایت طی لوایحِ ثبت شده در دفتر شعبه اعلام داشته است درخواست شاکی مجدداً در هیأت همعرض مطرح  و تجدید محاسبه شده است و دوره بدهی سال 1384 به کسر حق بیمه خانم مرضیه محمدی (کارگر غرفه پوشاک اصلانی) از تـاریخ 1384/2/16 تجدید محاسبه شـده است کـه مفاد پـاسخ حکایت از پذیرش ادعای شاکی دارد. علی‎هذا این شعبه دیوان با محق دانستن شاکی حکم به سود صادر و اعلام می‎دارد.»

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت می‎کند.

رأی هیأت عمومی

مطابق مادة 4 قانون تامین اجتماعی مصوب سال 1354، افرادی که به هر عنوان در مقابل دریافت مزد یا حقوق کار می‎کنند، مشمول قانون تامین اجتماعی هستند و به موجب بند 5 ماده 2 قانون یادشده، مزد یا حقوق یا کارمزد شامل هرگونه وجوه و مزایای نقدی یا غیرنقدی مستمر است که در مقابل کار به بیمه شده داده می‎شود. نظر به این که شاکی پرونده‎های موضوع تعارض، به موجب قرارداد، از محل سود حاصل از فروش اجناس فروشگاه، عوض خدمات فروشندگان را پرداخت می‎کرده است و این عوض مطابق بند 5 مادة 2 قانون تامین اجتماعی داخل در عنوان مزد یا حقوق یا کارمزد است. بنابراین وی مکلف بوده به عنـوان کارفرما وظایف مقرر در قانون تامین اجتماعی از جمله پرداخت حق بیمه کارکنان خود را ایفاء کند. با توجه به مراتب، آراء صادر شده از شعبه پانزدهم دیوان عدالت اداری به شماره دادنامه‎های 921 و 915 و 914 ـ1388/6/17 که بر رد شکایت از اجراییه‎های سازمان تامین اجتماعی در خصوص وصول مطالبات صادر شده صحیح تشخیص و موافق مقررات است. این رأی به استناد بند 2 مادة 19 و مادة 43 قانون دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازم‎الاتباع است.

 

 

 

 

رأي شماره ۳۶۹ هيأت عمومي ديوان عدالت اداري با موضوع الزام كارفرما به پرداخت حق بيمه نسبت به كاركناني كه قسمتي از سود حاصل
شماره ۱۹۴۴۷
شماره ویژه نامه: ۱۹۴۴۷
سال صفر
تاریخ: پنج‌شنبه،۱۷ آذر ۱۳۹۰