26 آبان 1398

ریاست خانواده

ریاست خانواده

هر اجتماع انسانی احتیاج به رییس و راهبر دارد. خانواده نیز به عنوان ابتدایی ترین و بنیانی ترین کانون جامعه، که با پیوند دو انسان با جنسیت متفاوت تشکیل می شود، از این نیاز مستثنا نیست.

پس اولین موضوع این است که مرد باید رییس خانواده باشد یا زن؟ برای این که یک گروه یا جامعه موفق باشد، در گام اول باید رییس و راهبری شایسته داشته باشد.

از جمله ویژگی های یک رییس خوب؛ توانایی ایجاد نظم، پیش بینی و آینده نگری، داشتن نگاه کلی نسبت به موضوعات، و برنامه ریزی است. یک مدیر خوب باید بتواند در مواقع سرنوشت ساز تصمیمات شایسته اتخاذ نماید که گاهی ممکن است از نظر احساسی بسیار سخت باشد.

معمولا از جمله ویژگی های زن، جزیی نگری و داشتن احساس لطیف بوده که در جای خود بسیار به جا و کارآمد است، هم چنان که ویژگی جزیی نگری موجب آراستگی زن و توجه به محیط اطراف، چیدمان مناسب وسایل و پاکیزگی آن ها می گردد و داشتن شاخصه ی احساس لطیف، باعث مهر و محبت بیشتر نسبت به همسر و فرزندان می شود.

ولی در مقابل، مرد به طور معمول، کلی نگرتر است و بر احساسات خود بیشتر غلبه دارد. به همین دلیل، مرد برای ریاست خانواده مناسب تر است، هر چند که در محیط های خارج از خانواده، از جمله محيط کار، بسیارند زنانی که مدیران بسیار موفقی هستند. این تفاوت ها باعث شده تا قانون گذار در ماده ی 1105 ق.م مقرر نماید

«در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.» هم چنان که پرداخت نفقه ی زن نیز بر عهده ی مرد می باشد. حکم این ماده برگرفته از آیه ی 34 سوره نساء است. ریاست شوهر هیچ منافاتی با برابری زن و مرد ندارد، چرا که به این ترتیب، هر کس با توجه به ویژگی های خود در جایگاه مناسب قرار می گیرد.

یاست مرد بر خانواده، تکلیف و وظیفه ی قانونی شوهر برای اداره ی خانواده است، نه امتیازی برای حکومت او بر زن و فرزند. بنابراین، ضمن این که شوهر نمی تواند از این حق و تکلیف خود سوء استفاده نماید، چون ریاست او بر خانواده، از مسایل مربوط به نظم عمومی است، طرفین نمی توانند بر خلاف آن با یکدیگر توافق کنند.