بهترین وكیل كیفری

05 آبان 1398

سن عدم تمیز

سن عدم تمیز

طفل در این مرحله، صغیر است و فرض بر این است که در این مرحله، قدرت و فهم عمل جزائی و عواقب آن را ندارد و به همین جهت به طور مطلق، فاقد مسؤولیت می باشد. کودک در این دوره از زندگی خود فاقد قدرت تمیز و تشخیص است. بین خوبی و بدی، سود و زیان و دوست و دشمن تفاوت نمی گذارد و درک و شعور چندانی ندارد.

واقعیت این است که سن مشخص برای ظهور قدرت تشخیص یا کامل شدن آن و وجود ندارد زیرا به تبع اختلافی که در اشخاص و محیط اجتماعی و آمادگی بهداشتی و عقلی آنان وجود دارد، قدرت تشخیص گاهی قبل از رسیدن به سن هفت سالگی ظاهر می‏شود و گاهی هم به تأخیر می افتد ولی فقهای اسلام برای این که این قاعده، حکم یکسان داشته باشد لذا مراحل عدم تمیز را با سال مشخص نموده اند.

از این جهت، برخی معتقدند که طفل تا زمانی که به سن هفت سالگی نرسد، و غیرممیز محسوب می‏شود، اگر چه قدرت تشخیص او از کسی که به این سن رسیده بیشتر باشد زیرا حکم، مربوط به اکثریت است و نه افراد. در اکثر افراد قبل از رسیدن به سن هفت سالگی، قدرت تشخیص وجود ندارد.

به عبارت دیگر وقتی کودکی به سن هفت سالگی می رسد، در آستانه تشخیص و تمیز پا گذارده و هر چه بزرگتر می‏شود رشد و درک او از حقایق و وقایع اطرافش بیشتر می گردد.

به نظر می رسد که برخی از حقوقدانان اسلامی، تشخیص قدرت تمیز را با انجام معاملات افراد مقایسه نموده و چنانچه کودکی به آن حد از قدرت تشخیص برسد که بتواند منظور از معامله کردن که همانا فروختن کالائی به دیگری و در ملک خریدار در آمدن است را درک کند، در این صورت دارای قوه تمیز و تشخیص می باشد. در حالی که درک مالكیت و خرید و فروش کالا که از مصادیق حقوق مدنی است همواره دیرتر از درک مسائل کیفری به مانند ضرب و جرح و قتل و غیره حاصل می گردد.

در قانون مجازات اسلامی مصوب 1370، هر چند قانونگذار، اطفال را از نظر سن به طفل غیرممیز و ممیز تقسیم کرده ولی حد سنی مشخصی را چه برای دختران و چه در پسران تعیین نکرده بود در حالی که ضروری بود به دلیل جلوگیری از آشفتگی احکام و به دلیل متمکن ساختن قاضی از فهم سریع، سن مشخصی را تعیین می نمود.

قانون‏گذار قانون مجازات اسلامی سال 92 در صدد رفع این نقیصه بر آمده و سن دوازده سال را به عنوان حد فاصل عدم تمیز از تمیز قرار داده است. روی این اصل، مقنن در تبصره 2 ماده 88 قانون مجازات اسلامی مقرر کرده که: هرگاه نابالغ مرتکب یکی از جرایم موجب حد یا قصاص گردد و به سن دوازده سالگی نرسیده باشد، حد بر او جاری نشده و یا حسب مورد به قصاص نفس یا قصاص جرح و نقص عضو محکوم نمی گردد بلکه جنایت حاصله خطای محض محسوب شده و باید عاقله او دیه قتل یا جرح را بپردازد و حسب مورد با طفل غیرممیز را به والدین یا اولیاء یا سرپرست قانونی با اخذ تعهد به تأدیب و تربیت و مواظبت در حسن اخلاق طفل تسلیم نماید و در صورت عدم صلاحیت والدین، اولیاء یا سرپرست قانونی طفل، او را به اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگری که دادگاه به مصلحت طفل یا نوجوان بداند، تسلیم نماید.

در خصوص مقررات این ماده ذکر نکاتی ضروری است:

اولاً- نظر به این که طبق ماده 88 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 برای اطفال و نوجوانان از 9 سال تا 15 سال شمسی مجازات مقرر شده است لذا با توجه به اصل قانونی بودن جرم و مجازات ها در جایی که مجازات تعیین نشده نباید مجازات تعیین شود به ویژه این که مجازات مقرر در ماده 88 قانون فوق الذکر بر و اساس تاریخ شمسی است و نه قمری و لذا برای دخترانی که سن آن‏ها در فاصله 9 سال قمری تا 9 سال شمسی است به نظر می رسد که آن‏ها را باید فاقد مسئولیت کیفری دانست.

ثانیاً- منظور از تسلیم طفل در بند (ب) ماده 88 قانون مجازات اسلامی این است که طفل یا نوجوان بزهکار از حیث نگهداری و حضانت و چگونگی رفتار و نظارت بر آن در اختیار شخص حقیقی یا حقوقی دیگر که دادگاه به مصلحت طفل یا نوجوان بزهکار بداند، قرار گیرد. اتخاذ چنین تصمیمی ارتباط به قیمومت و ولایت ندارد و تصمیم فوق اقدام تأمینی و تربیتی برای طفل یا نوجوان است و توسط دادگاه اطفال اتخاذ می‏شود و این تصمیم با تصمیم دادگاه خانواده در مواردی نظیر قیمومت ندارد.