20 مهر 1398

شروط ضمن عقد

شروط ضمن عقد

شرط در حقوق مدنی به دو معنی استعمال می شود: گاهی از شرط چیزی را اراده می کنند که وجود یا تأثیر یک امر حقوقی به آن بستگی دارد. مثلاً می گویند: قصد و رضا یا اهلیت شرط صحت معامله است یا فوت موصی شرط تأثير وصیت است. گاهی شرط به معنی دیگر به کار می رود که عبارت است از توافقی که افراد ضمن عقد دیگری می کنند. این نوع توافق تابع عقد دیگر است و استقلال ندارد و در صورت بطلان یا انحلال عقد اصلی، اصولا باطل یا از بین رفته به شمار می آید. شرط بدین معنی شرط ضمن العقد يا ضمن عقد نامیده می شود.

قبل از تصویب قانون مدنی، عقیده ی مشهور فقها این بود که توافق و قراردادی که به صورت یکی از عقود معین یا ضمن آن نباشد از درجهی اعتبار ساقط است. از این رو افراد قراردادی را که از مصادیق عقود معین نبود و با شرایط خاص هیچ یک از آنها تطبيق نمی کرد ضمن یکی از این عقود می آوردند و بدین طریق به آنها قدرت و اعتبار می بخشیدند.

مثلاً اگر کاسبی می خواست سرقفلی دکان خود را به دیگری واگذار کند، ضمن فروش قفسه و پاره ای ابزار و الات کسب، حق پیشه و کسب در محل مزبور را نیز به خریدار واگذار می کرد؛ گاهی عقد جایزی را، به عنوان شرط، ضمن عقد لازمی می آوردند و بدین طریق، قرارداد مزبور را از مزایای لزوم تا حدی بهره مند می ساختند؛ چنان که ضمن عقد خارج لازم (مانند نکاح و بيع) شرط می شد که یکی از طرفین از طرف دیگر برای انجام امری مانند طلاق وکالت داشته باشد و بدین سان وکالت که اصولا عندی جایر است، به تبعیت از عقد دیگر، غير قابل فسخ می شد.

قبل از تصویب قانون مدنی، به علتی که ذکر شد، شروط ضمن عقد اهمیت بسیار داشت؛ ولی با تصویب این قانون، عقود از صورت تشریفاتی خارج شد و قانونگذار هر قراردادی را که مخالف صریح قانون نباشد معتبر شناخت، اعم از این که مشمول عنوان یکی از عقود معین باشد یا نه (ماده ی ۱۰ قانون مدنی). بنابراین، افراد می توانند به جای این که چیزی را به صورت شرط ضمن عقد ذکر کنند، مستقیما بر آن توافق نمایند و پیمان جداگانه ای راجع به آن ببندند.

مثلاً، به جای این که کسی ضمن عقد اجاره، تعهد نماید که از رقابت با دیگری و اشتغال به کسب و حرفهی معین خودداری کند، می تواند به طور مستقیم و بر اساس یک قرارداد جداگانه چنین تعهدی را در برابر دیگری بپذیرد. چنین قراردادی از لحاظ قانون مدنی معتبر و نافذ است.

با وجود این، چنان که خواهیم دید، گاهی شرط مربوط به ارکان قرارداد اصلی است (مانند شرط راجع به وصف و مقدار مورد معامله که در این صورت آوردن آن ضمن عقد منطقی و طبیعی به نظر می رسد.

به علاوه گاهی طرفین می خواهند به قراردادی جنبه ی تبعی بدهند؛ چنان که زن ضمن عقد نکاح برای خرید و فروش و اداره ی اموالش به شوهر وکالت می دهد، یا شوهر برای طلاق به زن وکالت می دهد. این گونه شروط ضمن عقد، امروز هم دارای اهمیت است و افراد در تنظیم روابط خود از آن استفاده می کنند.

شروط ضمن عقد را می توان به شروط باطل و صحيح تقسیم کرد که برای هر یک اقسامی در قانون مدنی ذکر شده است. اصولا هر شرطی که ضمن عقد صحیحی آورده شود صحیح است، مگر این که قانونگذار آن را باطل شناخته باشد. در مبحث اول از این فصل شروط باطل و در مبحث دوم شروط صحیح و احکام تخلف از آنها مورد مطالعه قرار می گیرد.