18 مهر 1398

ضمانت اجرای عدم پیوست وکالتنامه وکیل

ضمانت اجرای عدم پیوست وکالتنامه وکیل

کلمات کلیدی:

مرجع صدور:     شعبه 22 دیوانعالی کشور

چکیده: پیوست نشدن وکالتنامه وکیل دادگستری به دادخواست فرجام‌خواهی، از موارد صدور اخطار رفع نقص است.

 

مستندات         ماده 381 و 383 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی

تاریخ رای نهایی: 1393/07/29    شماره رای نهایی: 9309970908200280

خلاصه جریان پرونده

به دلالت پرونده محاکماتی واصله، خانم ف.ب. با وکالت خانم م.ش. و آقای م.ض. دادخواستی به طرفیت آقای ح.گ. به خواسته صدور حکم طلاق تقدیم دادگاه عمومی شیراز نموده و در شرح دادخواست توضیح داده می‌شود که خواهان و خوانده به‌موجب عقدنامه رسمی از تاریخ 4/1/92 با یکدیگر زن و شوهر بوده ولکن خوانده دعوی به انحاء مختلف از جمله ایراد ضرب و بدرفتاری و سوءمعاشرت و ترک انفاق و سوابق سوء کیفری موجبات عسروحرج خواهان (زوجه) را فراهم ساخته و تقاضای صدور حکم طلاق با احتساب خسارات دادرسی به شرح ستون خواسته نموده و فتوکپی‌های: 1- شناسنامه ف.ب. 2- سند ازدواج شماره 1750-4/1/92 تنظیمی در دفترخانه رسمی ازدواج شماره 109 دزفول مبنی بر وقوع عقد نکاح دائم فیمابین ح.گ. و ف.ب. 3- نامه مورخ 4/6/88 پزشکی قانونی شیراز بهعنوان کلانتری 13 شیراز در مورد صدمه مختصر وارده بر ف.ب. را ضمیمه عرضحال تقدیمی می‌نماید ضمناً نشانی خوانده در دادخواست تقدیمی مجهولالمکان اعلام می‌گردد.

دادخواست فوق در تاریخ 18/9/89 جهت رسیدگی به شعبه 26 دادگاه عمومی شیراز (ویژه خانواده) ارجاع شده و طرفین دعوت به دادرسی می‌گردند. ضمناً خواهان دو وکیل مذکور را از وکالت خود عزل می‌نماید.

در تاریخ 9/11/89 جلسه دادرسی شعبه 26 دادگاه خانواده شیراز با حضور وکیل جدید خواهان تشکیل شده و وکیل مزبور خلاصتاً با استناد به مندرجات دادخواست تقدیمی اظهار می‌دارد که خوانده به انحاء مختلف از جمله ایراد ضربوجرح عمدی و بدرفتاری و سوءمعاشرت و ترک انفاق، خواهان را با 5 فرزند رها نموده و خواهان در عسروحرج قرار دارد و احکام کیفری در مورد خوانده صادر شده که منتهی به صدور برگ جلب وی گردیده و خوانده در حال حاضر تحت تعقیب بوده و متواری است و محل اقامت و سکونت خود را تغییر می‌دهد و به وظایف شرعی و قانونی خود در مقابل خواهان و فرزندانش عمل ننموده و موجبات ایذاء و اذیت خواهان و فرزندانش را فراهم نموده و طی دو نامه شماره 86/935 و 86/872 صادره از شعب 115 و 119 از جهت ایراد ضرب و تهدید به پرداخت دیه و تحمل شلاق و از جهت نگهداری مهمات غیرمجاز و ایراد ضرب به پرداخت دیه و جزای نقدی محکوم شده و به علت متواری بودن خوانده اجرای حکم میسر نشده و به‌موجب استشهادیه‌ای که به امضاء فرزندان مشترک زوجین رسیده گواهی شده است که خوانده از سال 84 تاکنون زندگی مشترک را ترک نموده و در این مدت نفقه خواهان و 5 فرزندش را که 4 نفر آنها دانشجو هستند نپرداخته و خواهان با زحمت و مشقت با راه انداختن یک زیر پله بهصورت مغازه عهدهدار معیشت خود و فرزندانش شده است و به استناد مواد 1130 و 1129 قانون مدنی و شروط مندرج در سند نکاحیه رسمی تقاضای طلاق نموده و فتوکپی‌های: 1- دو فقره دادنامه‌های مورخ 29/9/86 صادره از شعبه 115 دادگاه عمومی جزائی شیراز و مورخ 11/9/86 صادره از شعبه 119 دادگاه عمومی جزائی شیراز در مورد محکومیت آقای ح.گ. دائر به ارتکاب ایراد ضرب و فحاشی و تهدید.2- سه فقره صورتمجلس و نامه کلانتری 13 شیراز در مورد تغییر مکان ح.گ.. 3- صورت‌جلسه مأمورین در مورد ایراد ضرب ح.گ. نسبت به فرزندش بهنام الف. 4- استشهادیه تنظیمی ممضی به امضاء فرزندان مشترک زوجین در مورد تأیید ادعای خواهان.5- چند برگ دیگر بهعنوان مستند پیرامون صحت ادعای عنوان شده را تقدیم دادگاه مینمایدکه ضمیمه پرونده گردیده‌اند.

دادگاه در جلسه مذکور قرار ارجاع امر به داوری صادر می‌نماید. آقایم.ن. (داور زوجه) اجمالاً با توجه به احکام صادره و وجود اختلاف بین زوجین، نظر خود را بر عدم امکان زندگی مشترک فیمابین زوجین اعلام می‌دارد. آقای ح.ک. که نحوه انتخاب وی در پرونده بهعنوان داور زوج مشخص نیست به‌موجب نظریه‌ای که در تاریخ 9/12/89 تقدیم دادگاه نموده است اعلام می‌دارد که سعی و تلاش نموده که اختلافات فیمابین زوجین را مرتفع نماید که متأسفانه اختلافات آنچنان شدید می‌باشد که امکان ادامه زندگی زوجین میسر نیست و به نظر وی زوجین از یکدیگر جدا شوند به صلاح و مصلحت یکدیگر می‌باشد. حسب دستور مورخ 9/12/89 دادگاه مذکور سوابق زوج از زندان عادلآباد شیراز استعلام می‌شود. طبق گواهی مورخ 11/3/90 اجرای احکام شیراز، اعلام می‌گردد که به‌موجب دادنامه شماره 86/935 صادره از شعبه 115 دادگاه عمومی جزائی شیراز، آقای ح.گ. به اتهام ایراد ضربوجرح عمدی و فحاشی و تهدید به قتل موضوع شکایت خانم ف.ب. به پرداخت دیه و جزای نقدی محکوم شده و حکم قطعی می‌باشد و ثبت اجرای احکام مزبور گردیده است. زندان عادلآباد شیراز طی نامه مورخ 3/5/90 در پاسخ استعلام شعبه 26 دادگاه خانواده شیراز، اتهام ح.گ. را شامل دو فقره ایراد ضربوجرح عمدی و حمل سلاح و فحاشی بهشرحی که در فرم مربوطه انعکاس دارد، اعلام می‌دارد. طبق گواهی مورخ 25/3/90 صادره از دفتر اجرای احکام کیفری 4 شیراز، آقای ح.گ. به‌موجب دادنامه شماره 86/872 به اتهام ایراد ضربوجرح عمدی موضوع شکایت خانم ف.ب. و ت. و س. نام خانوادگی هر دو گ، به پرداخت دیه در حق شکات و پرداخت جزای نقدی در حق دولت محکومیت حاصل نموده و حکم صادره قطعی و لازمالاجرا می‌باشد.

مطابق گواهی صادره از ناحیه خانم ش.ش. (کارشناس رسمی قوه قضائیه) در تاریخ 16/5/90 از خانم ف.ب. آزمایش مربوط به حاملگی انجام شده و در حال حاضر حامله نمی‌باشد. به‌موجب دادنامه غیابی شماره 9009970704900642- 20/5/90 صادره از شعبه 26 دادگاه خانواده شیراز، در خصوص دادخواست خانم ف.ب. به طرفیت آقای ح.گ.، فعلاًمجهولالمکان به خواسته طلاق، خلاصتاً با توجه به محتویات پرونده و احراز رابطه زوجیت دائم شرعی و قانونی بین اصحاب دعوی و با توجه به خلاصه اظهارات وکیل زوجه و مفاد دادنامه شماره 935-26/9/86 صادره از شعبه 115 دادگاه جزائی شیراز که به‌موجب آن زوج به پرداخت دیات مختلف در حق فرزندش آ. 8 ساله و ده ضربه شلاق به لحاظ تهدید به قتل و مبلغ 150 هزار ریال جزای نقدی بابت فحاشی به همسرش محکوم شده و با توجه به سوابق کیفری نامبرده کیفری نامبرده حسب اعلام اداره زندان عادلآباد شیراز از جمله حمل سلاح ایراد ضربوجرح و فحاشی و اینکه خواهان در طرح جدائی خویش مصر بوده و مساعی دادگاه و داوران ثمری نداشته و اینکه خوانده علیرغم ابلاغ و درج در روزنامه حاضر نشده ودفاعی ننموده است دعوی عسروحرجی بودن زوجه را وارد دانسته و به استناد ماده 1130 قانون مدنی و ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق، حکم به مطلقه ساختن خواهان از نوع خلعی نوبت اول صادرمیگردد. دادنامه غیابی فوق از طریق درج در روزنامه به آقای ح.گ. ابلاغ شده و متعاقباً خانم ر.ف. بهوکالت از آقای ح.گ. مبادرت به واخواهی از رأی فوق‌الذکر نموده و طی دادخواست واخواهی تقدیمی، ادعای مجهولالمکان بودن زوج را تکذیب نموده و نشانی واخواه (زوج) را در شهرستان خرمشهر اعلام داشته و به صلاحیت دادگاه از حیث محل اقامت زوج (واخواه) و همچنین به نحوه انتخاب داور برای زوج ایراد و اعتراض می‌نماید و تقاضای صدور قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه شهرستان خرمشهر می‌نماید. شعبه 26 دادگاه خانواده شیراز در وقت فوقالعاده به‌موجب دادنامه شماره 900970704901057- 2/8/90 در خصوص دادخواست واخواهی آقای ح.گ. نسبت به دادنامه غیابی شماره 4900642- 20/5/90 که به‌موجب آن حکم طلاق واخوانده، خانم ف.ب. اصدار یافته است با عنایت به اینکه وکیل زوج در دادخواست واخواهی خویش آدرس و اقامتگاه موکل خود را خرمشهر بیان داشته لذا جهت رسیدگی و جلوگیری از تضییع حق وی ضمن نقض دادنامه فوق، به استناد ماده 11 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگستری خرمشهر صادر می‌نماید. پرونده امر پس از وصول به دادگاه عمومی خرمشهر، در شعبه اول دادگاه مذکور مطرح رسیدگی قرار گرفته و طرفین برای رسیدگی دعوت به حضور می‌گردند. وکیل زوجه به‌موجب لایحه‌ای که در تاریخ 18/5/91 تقدیم شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی خرمشهر نموده است با ابراز دو فقره استشهادیه محلی و یک برگ شهادتنامه عادی فرزندان مشترک زوجین مدعی اقامت زوج در شیراز و پرداخت هزینه زندگی فرزندان مشترک توسط مادر آنها (زوجه) می‌گردد. در تاریخ 18/5/91 جلسه دادرسی شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی خرمشهر با حضور خواهان (زوجه) و درغیاب خوانده (زوج) تشکیل شده و خواهان با ابراز تعدادی اوراق مربوط به مراجع انتظامی و قضائی، به طور خلاصه اظهار می‌دارد که خوانده در شیراز سکونت داشته و هیچگاه در خرمشهر زندگی نکرده است و مدارک ابرازی وی مؤید اقامت خوانده در شیراز می‌باشد. دادگاه مزبور در جسله فوق مقرر می‌دارد که از کلانتری محل درج آدرس خوانده خواسته شود که با حضور در محل مزبور و تحقیق از اهالی ساکن در محل و نیز ساکن در منزل اعلام شده، در خصوص سکونت و اقامت زوج در محل مزبور و مدت آن در استمرار سکونت وی تحقیق گردد. کلانتری 11 خرمشهر طی نامه مورخ 19/6/91 در پاسخ استعلام شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی خرمشهر، صورتمجلس مورخ 17/6/91 تنظیمی توسط مأمورین آن کلانتری را ارسال می‌دارد که صورتمجلس مزبور اجمالاً مشعر بر اینست که کسی خوانده را مورد شناسائی قرار نداده و پلاک اعلام شده مشاهده نگردیده است. شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی خرمشهر به‌موجب دادنامه شماره 9109976141101401- 29/7/91 و جهات و توجیهات معموله در دادنامه مزبور، خلاصتاً با توجه به ماده 1004 قانون مدنی و ماده 11 قانون آیین دادرسی مدنی و اینکه زوجه در شیراز اقامت داشته و زوج در خرمشهر سکونت و اقامت ندارد و با توجه به اینکه شماره تلفن همراه زوج نیز خط شیراز می‌باشد و با توجه به رسیدگی دادگاه عمومی شیراز، قرار عدم صلاحــیت به دادگاه عــــمومی (خانواده) شیراز صادر نموده و پرونده را جهت حل اختلاف در صلاحیت، به دیوانعالیکشور ارسال می‌دارد. شعبه محترم هشتم دیوانعالیکشور در مقام حل اختلاف فیمابین دو دادگاه عمومی خانواده شیراز و عمومی حقوقی خرمشهر از حیث صلاحیت رسیدگی به دعوی مطروحه بر اساس دادنامه شماره 9209970906800116-8/2/92 بنابه جهات و توجیهات منعکس در دادنامه مزبور خلاصتاً رسیدگی به دعوی مطروحه را طبق قاعده عمومی مقرر در صدر ماده 11 قانون آیین دادرسی مدنی در صلاحیت دادگاه عمومی خانواده شیراز دانسته و ضمن تأیید نتیجه رأی شماره 1401-29/7/91 شعبه اول دادگاه حقوقی خرمشهر و نقض رأی شماره 1057-2/8/90 شعبه 26 دادگاه عمومی خانواده شیراز و تأیید صلاحیت دادگاه مزبور در رسیدگی به دعوی مطروحه، مبادرت به حل اختلاف می‌نماید. پس از وصول پرونده به دادگاه عمومی شیراز، شعبه 26 دادگاه خانواده شیراز به‌موجب دادنامه شماره 9209970704900427-16/4/92 واخواهی آقای ح.گ. را نسبت به دادنامه طلاق غیابی شماره 9009970704900642-23/5/90 صادره از آن شعبه، با التفات به محتویات پرونده و اینکه واخواه ایراد و اعتراض موثری معمول نداشته است و با توجه به ادله مثبته مورد تعرفه وکیل واخوانده (زوجه) سوءمعاشرت و رفتار زوج و عدم پرداخت نفقه و سرپرستی و ترک زندگی توسط واخواه محرز می‌باشد، غیروارد دانسته و ضمن رد واخواهی واخواه مبادرت به تأیید دادنامه معترضعنه می‌نماید. دادنامه مذکور مورد تجدیدنظرخواهی آقای ح.گ. قرار گرفته و شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر استان فارس براساس دادنامه شماره 9209977122400712-22/7/92 با عنایت به سوابق کیفری زوج و ترک کانون خانواده برای مدت 6 سال از ناحیه وی که ظهور قطعی در عسروحرج زوجه دارد و اینکه دادنامه معترضعنه من جمیع جهات منطبق با موازین قانونی و شرعی صادر و تجدیدنظرخواه و وکیل ایشان نیز دفاع موثری که اساس و بنیان آن را مخدوش نماید ارائه ننموده است لذا با رد تجدیدنظرخواهی معموله، مبادرت به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته می‌نماید. دادنامه مرقوم حسب گزارش مأمور ابلاغ در ذیل برگ ابلاغیه مربوط بدان در تاریخ 12/9/92 به وکیل آقای ح.گ. ابلاغ قانونی گردیده و خانم ر.ف به وکالت از آقای ح.گ. به‌موجب دادخواستی که در تاریخ 1/10/92 در دفتر دادگاه صادرکننده رأی مزبور به ثبت رسیده است مبادرت به فرجام‌خواهی از آن نموده و دفتر دادگاه یادشده پس از انجام اقدامات قانونی، پرونده را به دیوانعالیکشور ارسال داشته و رسیدگی به موضوع به این شعبه ارجاع می‌شود و مندرجات عرضحال فرجامی وکیل فرجام‌خواه و لایحه ضمیمه آن به هنگام شور قرائت خواهدگردید.

 

 

 

 

 

رای دیوان

با التفات به اینکه حسب صراحت شق 3 ماده 381 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی وکالتنامه وکیل باید پیوست دادخواست فرجامی شود و بر اساس مقررات ماده 382 قانون مرقوم دادخواستی که برابر مقررات یادشده، تقدیم نشده باشد به جریان نمی‌افتد و مدیر دفتر دادگاه مکلف به رفع نقص از دادخواست می‌باشد و توجهاً به اینکه در مانحنفیه دادخواست فرجامی از ناحیه خانم ر.ف. به وکالت از آقای ح.گ. تقدیم گردیده ولکن وکالتنامه ضمیمه عرضحال فرجامی تقدیمی مشارالیها نمی‌باشد و در وکالتنامه ای نیز که نامبرده تقدیم دادگاه بدوی نموده است پایه پروانه وکالتی وی قید نشده و درج نگردیده و در ابطال تمبر به وکالتنامه مزبور نیز رعایت موازین قانونی معمول نشده و تمبرهای مالیاتی و غیره نیز ابطال نگردیده است و توجهاً به اینکه با وصف مراتب فوق، دادخواست تقدیمی وکیل مذکور واجد نقص می‌باشد علیهذا پرونده امر از قابلیت طرح برخوردار نبوده و به مرجع مرسل آن اعاده میگردد تا دفتر دادگاه صادرکننده دادنامه فرجام‌خواسته نسبت به رفع نقیصه فوق با ابطال کلیه تمبرهای قانونی به وکالتنامه وکیل و همچنین ملاحظه پروانه وکالتی وکیل یاد شده از حیث پایه وکالتی وی و اخذ فتوکپی خوانا و قابل رویت و مصدق آن و پیوست نمودن به پرونده اهتمام ورزند و مقررمیدارد دفتر پرونده ازموجودی کسرگردد

رئیس شعبه 22 دیوانعالی کشور- عضومعاون

جنتی- حضرتی