07 آذر 1398

عقود معوض و غيرمعوض (مجانی)

عقود معوض و غيرمعوض (مجانی)

عقد معوض یا معاوضی قراردادی است که به موجب آن، یکی از طرفین، مالی به طرف دیگر می دهد و در ازای آن، مالی دریافت می دارد. در عقد معوض، دو عوض وجود دارد که یکی در مقابل دیگری قرار می گیرد. به عبارت دیگر، در این عقد مبادله ی مالی به مالی مورد نظر است و مبادلات متقابل هستند، اعم از اینکه مالی که در ازای مال دیگر گرفته می شود هم زمان یا بعدا دریافت گردد. بنابراین، بیع (ماده ی ۳۳۸ ق.م.) و اجاره (ماده ی 416 ق.م.) از عقود معوض هستند.

عقد غير معوض يا مجانی قراردادی است که به موجب آن، یکی از طرفین، مالی به طرف دیگر می دهد، بی آنکه چیزی در مقابل دریافت دارد. در این نوع عقد مبادله ی ارزش ها به چشم نمی خورد و چیزی که یکی از متعاقدین به دیگری می دهد بلاعوض است. هبه و عاریه از این گونه عقود محسوب می شوند.

البته نباید عقود معوض را با عقود دوتعهدی اشتباه کرد. مبادله و مقابله ی ارزش های اقتصادی، غیر از مقابله ی تعهدات است. در عقد دوتعهدی یک تعهد در برابر تعهد دیگر قرار می گیرد در حالی که در عقد معوض، مالی در برابر مال دیگر واقع می شود. مقابله ی تعهدات، ضابطه ی تشخیص عقود دو تعهدی از عقود یک تعهدی و مقابله ی ارزشها (يا اموال) ضابطه ی تفکیک عقود معوض از غیر معوض است.

بی شک این دو تقسیم به هم نزدیکاند. قراردادهای دو تعهدی بیشتر معوض و قراردادهای یک تعهدی اغلب مجانی هستند. معهذا این دو تقسیم از یکدیگر متمایزند و همیشه قابل انطباق با هم نیستند. مثلاً وام با بهره در حقوق فرانسه، قرارداد یک تعهدی محسوب می شود و حال آنکه عقدی معوض است. در حقوق ایران، ودیعه و عاریه، عقد دوتعهدی به شمار می آیند، با اینکه از عقود مجانی اند. وعدهی بیع (قراردادی که به موجب آن، یک طرف، تعهد به بیع کرده و ضمن آن، ایجاب. بيع را گفته و به طرف دیگر اختیار داده است که بعدا قبول خود را اعلام کند)، یک قرارداد معوض است، در حالی که قرارداد یک تعهدی به شمار می آید. همچنین نکاح را نمی توان عقد معوض محسوب داشت، با اینکه عقدی دو تعهدی است.

تقسيم عقود به معوض و غیر معوض، دارای فوایدی چند به شرح زیر است:

١- فقط قراردادهای معوض ممكن است عنوان تجارتی داشته باشند، زیرا تجارت متضمن مبادله و معاوضه ی اموال است که با ماهیت قراردادهای مجانی سازگار نیست. بنابراین مقررات حقوق تجارت درباره ی عقود غير معوض قابل اجرا نیست.

۲- قراردادهای غیر معوض با توجه به شخصیت طرف معامله منعقد می شوند و به عبارت دیگر شخصیت طرف در آنها علت عمده ی عقد است (مثلاً انسان مال خود را به هرکس نمی بخشد، بلکه به شخصی که به عللی مورد علاقه یا توجه خاص اوست هبه می کند. بنابراین اشتباه در شخص طرف معامله در این گونه قراردادها به صحت معامله لطمه می زند (ماده ی ۲۰۱ ق.م.)، ولی اغلب در قراردادهای معوض شخصیت طرف معامله مورد نظر نیست و اشتباه در شخص تأثیری در صحت قرارداد ندارد.

٣- از نقل و انتقالات بلاعوض معمولا مالیات بیشتری اخذ می شود؛ چه اولاً فردی که مالی را رایگان به دست می آورد سزاوار آنست که مالیات بیشتری بپردازد؛ ثانیاً ممکن است قانونگذار به منظور حمایت از اموال خانواده و جلوگیری از نقل و انتقالات بلاعوض که به زیان خانواده خواهد انجامید مالیات سنگین تری بر آن ببندد. و شاید به همین دلیل، تصرفات بلاعوض شخص در اموال خود برای پس از مرگ در حقوق ایران محدود به ثلث شده است (ماده ی ۸4۳ ق.م.).

4- در قراردادهای مجانی، خیاراتی که مبتنی بر تعادل عوضین است راه ندارد، مانند خیار غبن و عيب (مستنبط از ماده ی ۷6۱ ق.م.). اما در قراردادهای معوض همه ی خيارات جاری می شود، بجز آنچه قانون به عقد بيع اختصاص داده است (ماده ی 456 ق.م.).