15 مهر 1398

مهریه و فسخ نکاح

مهریه و فسخ نکاح

ممکن است ازدواج به یکی از دلایل مقرر در قانون فسخ شود. فسخ ازدواج، بسته به این که قبل یا بعد از نزدیکی باشد، در مهریه اثر گذار است. در ماده ی 1101 ق.م مقرر شده: «هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است.» اگر عقد ازدواج قبل از نزدیکی توسط یکی از طرفين فسخ گردد، توافق صورت گرفته در مورد مهریه نیز از بین می رود و اثری ندارد و در نتیجه، زن حقی بر مهریه ندارد. ولی اگر زن مهریهی خود را گرفته باشد، همان گونه که در ماده ی 1098 ق.م در خصوص بطلان ازدواج مقرر شده، باید مهریه را مسترد دارد و در صورت عیب و تلف موضوع مهریه قبل از استرداد، با وحدت ملاک از ماده ی 1084 ق.م و نیز بر مبنای قاعده ی «ضمان يد»، زن ضامن است. اما در حالتی که علت فسخ ازدواج، عنن باشد، در این حالت به علت «غرره و ضرری که به زن وارد شده بر اساس قاعده ی غرور، وی سزاوار دریافت نیمی از مهرالمسمی است. اگر در قرارداد ازدواج مهریه ذکر نشده و یا عدم مهر شرط شده باشد و سپس ازدواج به دليل عنن فسخ شود، تکلیف مهریه چه می شود؟ در این باره قانون مدنی ساکت است، اما در فقه امامیه، زن در چنین حالتی سزاوار دریافت نیمی از مهرالمثل است.

در صورتی که فسخ ازدواج بعد از نزدیکی انجام پذیرد، قانون مدنی ساکت است. اما با توجه به دیگر مواد قانون مدنی، و قواعد فقهی باید گفت؛ چنانچه فسخ توسط زوج به علت عیب زن صورت پذیرد، و فریبی از جانب زن صورت نگرفته، تمامی مهر المسمی به زن تعلق می گیرد، چرا که مهریه با نزدیکی اسقرار یافته است. هم چنان که این حکم را از مفهوم مخالف ماده ی 1101 نیز می توان برداشت کرد. اما اگر زن، مرد را فریب دهد و پس از وقوع نزدیکی، مرد متوجه ی عیوب شود، اگر نظر بر بقای ازدواج داشته باشد باید کل مهریه را پرداخت نماید، ولی اگر ازدواج را فسخ نمود، با توجه به مفاد قاعده ی غرور، زن سزاوار مهریه ای نیست و در صورت دریافت نیز، باید پس دهد. اما در صورتی که فسخ ازدواج توسط زن و بعد از نزدیکی رخ دهد، مهرالمسمی به زن تعلق می گیرد اما اگر مهریه تعیین نشده باشد با وحدت ملاک از مواد 1093 و 1099 ق.م باید گفت که زن شایسته ی دریافت مهرالمثل است.