02 دی 1398

موارد فسخ ازدواج: تدلیس و تخلف از شرط

موارد فسخ ازدواج: تدلیس و تخلف از شرط

تدلیس در لغت به معنای پوشیدن و پنهان کردن عیب و فریب دادن است و در اصطلاح حقوقی نیز به معنای لغوی آن نزدیک است. در ماده ی 438 ق.م آمده است: تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.» تدلیس در معامله، حق فسخ را برای طرف مقابل ایجاد می کند. هم چنین شرط صفت، یکی از اقسام سه گانه ی شرط است و تخلف از آن موجب حق فسخ می شود. بر اساس ماده ی 235 ق.م: «هر گاه شرطی که در ضمن عقد شده است، شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست کسی که شرط به نفع او شده است خیار فسخ خواهد داشت.»

امکان دارد تدلیس و تخلف از شرط صفت، در ازدواج نیز وجود داشته باشد. در ماده ی 1128 ق.م آمده است: «هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبانيا بر آن واقع شده باشد.» هر چند ظاهر این ماده، در مورد تخلف از شرط صفت است ولی در مورد تدلیس نیز کاربرد دارد، چرا که در تدلیس برای ازدواج هم، شخصی با فریب و نیرنگ، خود را دارای صفتی نشان می دهد و طرف مقابل را تشویق به ازدواج با خود می نماید. نبود صفتی که مجوز فسخ ازدواج می شود به دو صورت می باشد؛ یا در قرارداد ازدواج شرط شده و یا این که شرط نشده است ولی ازدواج بر مبنای آن می باشد. ممکن است زن یا مرد قبلا آن صفت را ادعا کرده و طرف مقابل هم با این خيال که او راست می گوید، حرفش را پذیرفته و به ازدواج تن داده است، مانند این که یکی از طرفين ازدواج خود را مجرد یا باکره، یا دارای مدرک تحصیلی معتبر، دارای شغل یا مقام خاص، و یا فرزند شخص صاحب نفوذ یا معروفی معرفی نماید و این ویژگی ها در تصمیم به ازدواج طرف مقابل اثر گذار باشد، و پس از ازدواج، بر خلاف آن آشکار گردد، به طوری که اگر دل خوشی به آن صفت نبود، چنین ازدواجی هم صورت نمی گرفت. هم چنین تدلیس یا تخلف از شرط صفت در ازدواج، ممکن است به وسیله ی سکوت یا فعل منفی انجام پذیرد، مانند این که مرد بدون صحبت و یا درج شرط در مورد باکره یا دوشیزه بودن زن، با توجه به سن و ظاهر او، چنین فرض کند که وی دوشیزه است و زن نیز از رابطه و یا ازدواج پیشین خود، آگاهانه سخنی نگوید و پس از ازدواج آشکار گردد که او دوشیزه نیست. تدلیس یا تخلف از شرط صفت در ازدواج، از سوی هر یک از زن و مرد امکان پذیر است. هر گاه عنصر فریب و تدلیس از سوی شخص ثالثی صورت گرفته باشد، زن یا مرد فریب خورده وقتی حق فسخ خواهد داشت که شخص ثالث با طرف مقابل تبانی نموده و یا طرف مقابل از فریب و تدلیس آگاهی داشته، ولی با هدف فریب خوردن ایشان، سکوت اختیار کرده باشد. ممکن است گاهی اوقات، تخلف از شرط صفت بدون سوء نیت و فریب یعنی بدون تدلیس صورت پذیرد، مانند این که دختری خود را به اشتباه باکره بداند، با این که بر اثر پرش و ورزش بکارت خود را از دست داده و بعد از ازدواج واقعیت آشکار شود، در این جا تدلیسی صورت نگرفته ولی ازدواج به دلیل تخلف از شرط صفت، قابل فسخ است.

تدلیس در ازدواج، ضمانت اجرای کیفری نیز دارد. بر اساس ماده ی 647 ق.م.ا 1375: «چنان چه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یک از آن ها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دو سال محکوم می گردد.»