17 آبان 1398

نسبی بودن بطلان معامله ملک توقیف شده

نسبی بودن بطلان معامله ملک توقیف شده

کلمات کلیدی:

مرجع صدور:     شعبه 51 دادگاه تجدید نظر استان تهران

چکیده: فروشنده نمی تواند با تمسک به توقیف قضایی بودن ملک، مدعی بطلان معامله شود و این دفاع از جانب وی مسموع نیست؛ بلکه این ذینفع توقیف است که می تواند چنین ادعایی مطرح نماید.

 

مستندات

تاریخ رای نهایی: 1393/07/20    شماره رای نهایی: 9309970269400875

رای بدوی

شماره پرونده : 9209982164100825 شماره دادنامه : 9309972164100246  تاریخ : 1393/03/26

 

رای دادگاه

 

در خصوص دعوی خواهانها با وکالت آقایان 1- الف. ر.ر. 2- ر. ق.ب. بطرفیت 1- د. ف.ک.ل. 2- ح. ع.پ. 3- م. ب.چ. بخواسته 1-الزام خوانده به تحویل ملک 2- رفع بازداشت از ملک 3- الزام به تنظیم سند رسمی یک واحد آپارتمان تحت پلاک ثبتی 25588فرعی از 118 اصلی از بخش 11 تهران، با احتساب خسارات دادرسی ، بدین توضیح که آقای ح. ع.پ. در تاریخ 18/8/90 طی مبایعه نامه عادی پلاک ثبتی را به آقای د. ف.ک.ل. واگذار می نماید و وکالت کاری رسمی نیز در تاریخ 17/12/90 به ایشان می دهد و ایشان نیز طی مبایعه نامه عادی 16/11/1390 آنرا به خواهانها منتقل نمودند و مالک رسمیآقای ح. ع.پ. نیز ذیل قرارداد اخیر (16/11/1390)را امضاء و تایید می نماید و موکلین به صحت معامله اطمینان حاصل می نمایند و متاسفانه بنا به دلایلی از جمله توقیف ملک توسط همسر مالک رسمی(خوانده ردیف سوم خانم م. بیگی)بابت مهریه و همچنین ادعای فسخ آقای ح. ع.پ. ملک به نام خواهانها نشده است و با توجه باینکه نسبت به رفع بازداشت از ملک با پرداخت مهریه خوانده ردیف دوم اقدام شده و رفع توقیف ملک از شعبه 263 دادگاه خانواده تهران صادر شده خوانده ردیف دوم نامه رفع بازداشت را به اداره ثبت اسناد و املاک ارائه نمی نماید لذا تقاضای صدور حکم به شرح خواسته را دارد و خوانده ردیف دوم با حضور در جلسه دادرسی و طی لایحه ای اعلام داشته 1- هیچگونه رابطه قرارداد بین ایشان و خواهانها وجود ندارد و فقط به عنوان شاهد معامله خواهانها و خوانده ردیف اول را امضاء کردم 2-چکهای صادره از سوی خریدار اقای د. ف.ک.ل. بلحاظ عدم موجودی منجر به گواهی عدم پرداخت شده و طبق قرارداد اینجانب حق فسخ معامله را داشتم و طی دادنامه شماره 872-23/8/91 صادره از شعبه 214 با درخواست ایشان حکم به فسخ دادنامه صادر شده و در دادگاه محترم تجدید نظر قرار عدم استماع دعوی صادر شده است .3-کل پلاک مزبور در زمان هر دو معامله توسط شعبه 263 دادگاه خانواده بازداشت بوده است ومعامله مزبور طبق ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی باطل بوده است و رفع بازداشت بعدی موجب صحت معامله باطل شده نمی شود4-مراتب فسخ طی اظهارنامهبه تاریخهای 4/7/91و8/8/91 به خریدار اعلام شده است و خوانده ردیف سوم با وجود ابلاغ در شعبه حاضر نشده است و آقای ی. ف.ک.ل. نیز به وکالت از د. ف.ک.ل. اظهار داشتند که موکل ایشان هیچ ادعایی ندارد و خوانده ردیف دوم می بایست نسبت به رفع توقیف و انتقال سند و تحویل ملک اقدام نماید و با برداشتن موانع هر اقدامی که لازم باشد انجام دهد.دادگاه نظر به مراتب فوق نظر باینکه پلاک ثبتی مزبور از بابت مهریه خوانده ردیف سوم بازداشت شده است بنظر می رسد صرف توقیف از بابت طلب کسی مانع از نقل و انتقال آن با حفظ حقوق توقیف کننده نمی شود وموضوع مزبور منصرف از ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی می باشد چرا که منظور خوانده ردیف دوم آقای ح. ع.پ. این بوده که با فروش آن مهریه همسرش را پرداخت نموده و خود را خلاص نماید و چنین نیز نموده است و از سوی دیگر اظهارات آقای ح. ع.پ. به عنوان فروشنده اولیه و مالک رسمی با هم متناقص می باشد و از سوی مدعی بطلان بلحاظ توقیف پلاک ثبتی را دارد و در حالی که خود آگاهی از آن را داشته است و از سوی دیگر مدعی است که با خوانده ردیف اول اقاله نموده در حالی که اقاله بعد از نقل و انتقال به خواهانها که قائم مقام خریدار اولیه شده اند و به امضاء مالک رسمی نیز رسیده است وجاهت قانونی ندارد و از سوی دیگر مدعی فسخ معامله می باشد در حالی خیار فسخ فوریت دارد و آقای ح. ع.پ. بعد از گواهی عدم پرداخت وجوهی را دریافت داشته است و چکدوم بتاریخ 25/12/1390 همزمان با تنظیم سند رسمی پلاک مورد ترافعبوده و مشارالیه آمادگی جهت تنظیم سند رسمی را نداشته است تبعا خواهان نیز از پرداخت وجه چک عرفا (بطور صحیح یا غیر صحیح) خودداری نموده اند و بعد از چند ماه آقای ح. ع.پ. باارسال اظهار نامه تقاضای فسخ معامله را نموده است در حالی که خیار فسخ فوریت دارد لذا دادگاه در خصوص رفع بازداشت نظر باینکه از ملک مزبور رفع بازداشت بعمل آمده لذا دادگاه مواجه با تکلیفی نمی باشدو نسبت به تحویل و تنظیم سند رسمی نظر باینکه تنظیم سند رسمی از لوازم و آثار قرارداد مزبور می باشد و مدلول قرارداد بنا بر قواعد لزوم و صحت و اصل حاکمیت اراده برای طرفین و قائم مقام قانونی آنها لازم الرعایه بوده و مالکیت خوانده ردیف دوم به دلالت استعلام ثبتی محرز بوده و تحویل مبیع نیزاز لوازم و آثار قرارداد مزبور می باشد و دلیلی بر ایفاءیا اسقاط تعهد ارائه ننموده است مستندا به ماده 46و47 قانون ثبت اسناد و املاک 362و225و223و 220و219و10 قانون مدنی و519و198 قانون آئین دادرسی مدنی دعوی خواهان را محمول بر صحت تشخیص و حکم به محکومیت خوانده ردیف دوم به تحویل پلاک ثبتی 25588/118اصلی از بخش 11 تهران و تمهید مقدمات و تنظیم سند رسمی به نام خواهان با احتساب کلیه خسارات دادرسی اعم از ابطال تمبر و حق الوکاله وکیل در قبال تتمه ثمن المعامله صادر و اعلام می دارد و نسبت به خواندگان دیگر نظر باینکه دعوی متوجه آنها نبوده و صرفا به عنوان مطلع طرف دعوی واقع شده اند مستندا به ماده 89 ناظر به بند 4 ماده 84 قانون آئین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر و اعلام می دارد رای صادره حضوری و ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظرخواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران می باشد.

 

رئیس شعبه 216 دادگاه حقوقی تهران

 

مجرد

 

 

 

رای دادگاه تجدید نظر

از محتویات پرونده از جمله بیع نامه های تنظیمی فی مابین تجدیدنظرخواه آقای ح. ع.پ. با آقای د. ف.ک.ل. و نیز بیع نامه تنظیمی وی با آقایان ع. و م. و م. الف. و پاسخ واحد ثبتی محل و نیز نامه دادگاه محترم شعبه 263 خانواده تهران و اظهارات اصحاب پرونده و وکلای آنان چنین استنباط می شود که آقای ح. ع.پ. مالک رسمی ملک موضوع پلاک ثبتی 25588 فرعی از 118 اصلی مجزی شده از 247 فرعی از اصلی مذکور واقع در بخش 11 تهران بدوا” طی بیع نامه 1390/8/18 آن را به آقای د. ف.ک.ل. فروخته وضمن بیع شرط کرده اند چنانچه وجه چک ثمن معامله در موعد تادیه نشود وی حق فسخ خواهدداشت و متعاقب آن آقای د. ف.ک.ل. در 1390/11/16 ملک مذکور را به آقایان الف. فروخته اند و آقای ح. ع.پ. نیز ذیل این بیع نامه راامضاء کرده است و در این بیع نامه به خیار فسخ موضوع بیع نامه سابق اشاره نشده است بهر حال دلیلی هم بر فسخ بیع نامه اخیر وجود ندارد متعاقب وقوع بیع اخیر آقای ح. ع.پ. دعوی تایید فسخ بیع منعقده با آقای د. ف.ک.ل. را مطرح کرده که قرار رد آن صادر شده است آقای الف. باوکالت آقایان الف. ر.ر. وقاسم برزگر دادخواستی به خواسته الزام به تحویل ملک و تنظیم سند رسمی و جبران خسارت دادرسی به طرفیت آقایان د. ف.ک.ل. و ح. ع.پ. و خانم م. ب.چ. به شعبه 216 دادگاه عمومی حقوقی تهران تقدیم، و دادگاه مذکور طی دادنامه شماره 930246 مورخ 1393/3/26 پس از برگزاری جلسه رسیدگی حکم به محکومیت آقای ح. ع.پ. به تحویل ملک موضوع خواسته و تمهید مقدمات و تنظیم سند رسمی انتقال آن بنام خواهانهای مربوطه در قبال تتمه ثمن المعامله و جبران خسارت دادرسی صادر و راجع به سایر خواندگان به لحاظ عدم توجه دعوی قراررد آن را صادر نموه است. این رأی از طرف محکوم علیه مذکور با وکالت آقای ک. ن. مورد تجدیدنظرخواهی به طرفیت آقایان ع. و م. و م. همگی به شهرت الف. با وکالت آقای الف. ر.ر. و ر. ق.ب. قرار گرفته است که تجدیدنظرخواهی بنظر غیر موجه است و رأی تجدیدنظرخواسته شایسته تایید است چون عمده مطالب منعکس در لایحه وکیل تجدیدنظرخواه حول دو محور است یکی اینکه معامله بین وی و آقای د. ف.ک.ل. فسخ شده و دیگر اینکه در زمان وقوع هر دو معامله، ملک مزبور بابت مهریه خانم م. ب.چ. توقیف قضایی بوده است و مطابق ماده 56 قانون اجرای احکام مدنی باطل بوده اند و لیکن مراتب مردود است چه اینکه قطع نظر از اینکه دلیلی بر اعمال فوریت در فسخ معامله بین تجدیدنظرخواه با آقای د. ف.ک.ل. وجود ندارد با امضاء معامله فی مابین اخیرالذکر با تجدیدنظرخواندگان از سوی تجدیدنظرخواه چنین استنباط می شود که تجدیدنظرخواه به عنوان مالک رسمی مورد معامله خود را در قبال معامله آنان ملتزم دانسته است و از خیار فسخ خود با این اقدام صرف نظر نموده است مضافا” تجدیدنظرخواه نمی تواند با تمسک به توقیف قضایی بودن ملک مدعی بطلان معامله شود کما اینکه عمل خود وی نیز مبین همین اعتقاد است چون وی در معامله خود با آقای د. ف.ک.ل. دعوی فسخ مطرح کرده نه بطلان بیع بلکه این ذینفع توقیف است که می تواند چنین ادعایی مطرح نماید و این دفاع از جانب فروشنده ملک توقیف شده مسموع نیست و از طرفی قانون گذار به هدف رفع هرگونه مانع برای جلوگیری از اجرای احکام قضایی بطلان معامله راجع به مال توقیف شده را مقرر نموده تا اجرای حکم متوقف نشود وبدون توجه به معاملات ادعایی در مورد مال توقیف شده عملیات اجرا را ادامه دهند نه اینکه به استناد این ماده مسئولیتی در رابطه با معامله مالک نسبت به مال توقیف شده نباشد مضافا به اینکه از ملک مزبور توسط دادگاه توقیف کننده رفع بازداشت بعمل آمده است فلذا مستندا”به ماده 358 از قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می نماید این رأی قطعی است.

 

رئیس شعبه 51 دادگاه تجدیدنظر استان تهران _ مستشار دادگاه

 

م. ترابی _ علی حاجی حسنی