01 آبان 1398

۱-نحوه رسیدگی به معاونت در جرم ۲-آثار محکومیت غیابی مباشر

۱-نحوه رسیدگی به معاونت در جرم ۲-آثار محکومیت غیابی مباشر

کلمات کلیدی:

مرجع صدور:     شعبه 4 دادگاه تجدید نظر استان تهران

چکیده: 1-دادگاه مکلف به‌تصریح نوع معاونت در حکم صادره است. 2-تا زمان حضور مباشر جرم و رسیدگی به اتهام وی، احراز وحدت قصد و اقتران زمانی بین عمل مباشر و معاون امکان‌پذیر نیست.

 

مستندات

تاریخ رای نهایی: 1394/01/11    شماره رای نهایی: 9409970220400019

رای بدوی

شماره پرونده : 8909982155100961 شماره دادنامه : 9309972180700361 تاریخ : 1393/05/28

 

در خصوص اتهام آقای م.ح. فرزند الف. با وکالت آقای م. ف. دایر به معاونت در تحریق عمدی (آتش‌سوزی عمدی) موضوع شکایت آقای ح. ق. فرزند الف. با وکالت آقای  ج.خ. دادگاه نظر به محتویات پرونده ، شکایت شاکی، تحقیقات معموله ، گزارش مرجع انتظامی ، شهادت شهود که متعاقب درخواست سرپرست دادسرای ناحیه 10 تهران در راستای کشف دلیل جدید تقاضای  تجویز رسیدگی نموده است و کیفرخواست صادره از طرف دادسرای ناحیه 10 تهران و انکار بلا وجه متهم و عدم دفاع مؤثر و نیز قبول پرداخت خسارت به شاکی با اختلاف در ارقام پرداختی قرینه بر اصل دخالت صرف‌نظر از نوع آن اعم از مباشرت یا معاونت محسوب می‌شود و دادسرا هم به اقل مراتب (معاونت) اکتفا نموده است و با رد دفاعیات متهم به لحاظ گذشت زمان که نافی عملیات مجرمانه نیست با انطباق عمل مجرمانه نامبرده با ماده 675 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) لذا محکمه با رعایت مواد 126و127 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 با لحاظ دو درجه پایین‌تر از اصل مجازات ارتکاب نامبرده را به تحمل شش ماه حبس محکوم می‌نماید.‌ رأی صادره حضوری است ظرف بیست روز قابل‌رسیدگی تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران است.

 

رئیس شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران – حسینی

 

 

 

رای دادگاه تجدید نظر

آقای م.ح. به‌موجب دادنامه 0361 -28/5/93 صادره از شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران به جهت معاونت در آتش زدن رستوران به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم شده و آقای م.ص. به وکالت از مشارالیه نسبت به حکم صادره اعتراض نموده است و آقای ج.خ. وکیل ح. ق. از حیث اینکه اتهام نامبرده مباشرت است نه معاونت به رأی مذکور اعتراض کرده‌اند توجهاً به اینکه برادر محکوم‌علیه بنام م.ح. قبلاً به‌موجب دادنامه 1230-20/11/89 صادره از همان محکمه با عنوان مباشرت در ارتکاب بزه آتش زدن ملک محکومیت کیفری تحصیل‌کرده و متواری است و از طرف دیگر اتهام آقای م.ح. قبلاً منجر به صدور قرار منع پیگرد شده و به قرار منع پیگرد اعتراض شده و مردود اعلام گردیده و پس از گذشت مدتی با ارائه دلایل جدید و اخذ مجوز رسیدگی مجدد با سیر مراحل قانونی پرونده حاضر مطرح و در نهایت منجر به رأی محکومیت مارالذکر شده است و دادگاه محترم در پاسخ استعلام دادگاه تجدیدنظر فقط اعلام کرده که محکمه به اقل موضوع که معاونت در آتش‌سوزی است اکتفا نموده است و عنایتاً به اینکه آقای ح. ق. در مقام درخواست تجویز رسیدگی مجدد از محکمه درواقع خواستار شده که اتهام آقای م.ح. تحت عنوان معاونت در بزه آتش زدن عمدی ملک مجدداً رسیدگی شود و در تمامی مراحل دادسرا هم این امر به این کیفیت رسیدگی شده است طرح مجدد مباشرت متهم آقای م.ح. در بزه اتفاقی با موازین قانونی مطابقتی ندارد فلذا تجدیدنظرخواهی در این زمینه را مستند به دلایل لازمه کافیه و قابل انطباق با موازین قانونی ندانسته و به استناد ماده 257 از قانون آیین دادرسی کیفری مردود اعلام می‌دارد در ثانی نظر به اینکه همکار محترم در محکمه بدوی در رأی خویش مشخص ننموده که عمل آقای م.ح. با کدام‌یک از مصادیق معاونت مطابقت دارد؟ و اینکه در بزه معاونت وجود وحدت قصد و اقتران زمانی مطرح است این امر احراز شده است یا خیر؟در رأی خویش اشاره ننموده است تا با توجه به متواری بودن محکوم‌علیه غیابی به کیفیت مدافعات متهم و وکیلش توجه و اظهارنظر شود لذا در مورد تجدیدنظرخواهی محکوم‌علیه پرونده به مرجع محترم بدوی ارجاع می‌گردد تا برابر قانون از حیث موارد مارالذکر رفع ابهام نموده و جهت رسیدگی پرونده را به محکمه تجدیدنظر ارسال دارند. رأی صادره قطعی است.

 

شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران – رئیس و مستشار

 

هدایت اله جوادی – بهزاد سعادت زاده

 

در خصوص اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای م.ح. با وکالت آقایان م.ف. و م.ص. نسبت به دادنامه شماره 93000361 مورخ 25/05/93 صادره از سوی شعبه 1167 دادگاه عمومی جزایی تهران که به‌موجب مفاد آن تجدیدنظرخواه به اتهام معاونت در تحریق عمدی به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم و پس از  ابلاغ و در فرجه مورد تجدیدنظرخواهی واقع و پس از  ارجاع و بررسی و ازآنجاکه در رأی به‌صورت کلی قید معاونت صورت گرفته و دادرس محترم دادگاه بدوی می‌بایست در رأی خود به‌صراحت معلوم می‌کردند منظورش از معاونت کدام شق از شقوق مختلف معاونت است و دلیل اثباتی علیه متهم کدام است که مراتب به دادگاه بدوی تذکر داده شده است ولی پاسخ صحیح و قانونی دریافت نشده است و معلوم نشده است که متهم تجدیدنظرخواه اقدام به ترغیب، تهدید، تطمیع یا تحریک نموده است یا اینکه وسیله ارتکاب بزه را تهیه‌کرده است یا وقوع جرم را تسهیل نموده  است و دادرس محترم دادگاه بدوی در توضیحات اعلامی بیان نموده که بر اساس شهادت و اظهارات شهود و به شرح ص 328 پرونده که مربوط به اظهارات متهم است معاونت وی از نوع تحریک و ترغیب بوده است و در ادامه اعلام کرده است که تجدیدنظرخواه م.ح. اقدام به تهیه مواد منفجره نموده درحالی‌که هیچ‌گونه دلیل و بینه‌ای که این امر را ثابت نماید وجود ندارد و ازآنجاکه مباشر در جرم بنام آقای  م.ر.ح. هم متواری بوده و به‌صورت غیابی محکوم‌شده است و تا زمان حضور وی و رسیدگی به اتهام وی احراز وحدت قصد و اقتران زمانی بین عمل مباشر و معاون را نمی‌توان محرز دانست علی‌هذا و من‌حیث‌المجموع وقوع بزه معنونه از ناحیه متهم تجدیدنظرخواه برای این دادگاه محرز و ثابت نشده و با در نظر گرفتن اصاله البرائه و اصل 37 قانون اساسی و بند الف ماده 177 و بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی کیفری با وارد دانستن تجدیدنظرخواهی و با اعلام نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته رأی بر برائت وی از اتهام معنونه را صادر و اعلام می‌دارد . رأی صادره قطعی است.

 

شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان تهران – رئیس و مستشار

 

هدایت اله جوادی – بهزاد سعادت زاده